|

|
هاشمى
تبار، سيدموسى، 1350
پديده
انتخاب نهم )تحليلى از نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى(/
تأليف
سيدموسى هاشمى تبار.- قم، تسنيم انديشه، 1384.
8/500
ريال 964-8849-07-2
فهرستنويسى بر اساس اطلاعات فيپا
1.
انتخابات - - ايران. 2. ايران - - تاريخ - - جمهورى اسلامى. الف. عنوان
م / 2
ه /
DSR
955/08446141
1384 |
شناسنامه کتاب:
|
پديده انتخاب نهم (تحليلى از نهمين دوره انتخابات رياست
جمهورى) |
عنوان كتاب: |
|
سید موسی هاشمی تبار |
مولف: |
|
مركز تحقيقات اسوه (09121052927) |
تهيه كننده : |
|
صادق آل محمد(ص) |
ناشر: |
|
اول - آبان 1384 |
نوبت چاپ : |
|
5000 نسخه |
شمارگان : |
|
0251 - 7104131 |
تلفن گويا: |
|
قم663-37185 |
صندوق پستى:
|
پيش گفتار
انقلاب اسلامى ايران، پديده ى دوران معاصر است و انتخابات نهمين دوره ى رياست
جمهورى، پديده ى انقلاب اسلامى است كه در مرحله ى اول 63 درصد و در مرحله ى دوم، به
طور بى سابقه اى، 60 درصد واجدين شرايط حق رأى در انتخابات شركت كردند و دكتر محمود
احمدى نژاد، پديده ى اين انتخابات است؛ همو كه در پيمانى نانوشته، همه ى احزاب و
جريان هاى سياسى، سعى در ناديده انگاشتنش داشتند.
در دوران اصلاحات و توسعه ى سياسى و رواج گفتمان جامعه ى مدنى، دموكراسى خواهى و
حقوق بشر، مردى شتابان از دورترين نقطه ى شهر آمد و نهيب زد كه اى مردم! دين
پيامبران و رسالت رسولان را پاس بداريد؛ »جاءَ مِنْ اَقصاالمدينةِ رَجُلٌ يَسعى قال
يقومِ اتّبعُوا المُرسلين.«(1)
او آمد تا مهر خاتميت بر پرونده ى توسعه ى اقتصادى و توسعه ى سياسى - با نگاه يك سويه
ى غرب گرايانه - بزند و چشم انداز نوى از رابطه ى انسان با انسان و انسان با خدا را
ترسيم كند و در دوران پسامدرن با نگاه خدا باورانه بن بست مدرنيته را بگشايد. او
آمده بود تا از گفتمان بى بديل انقلاب اسلامى غبار زدايى كند و بر صاحبان زر و زور
و تزوير يورش آورد و ابوذر وار منادى مظلوميت على و عدالت شود و همين جرم اندكى
نبود تا با تازيانه ى تهمت و تير تخريب و ترور شخصيت روبه رو گردد ولى اراده ى خداوند بر پيشوايى مستضعفان تعلق گرفته بود و مى بايست يكى ديگر از سنت هاى الهى
رقم خورد: »تِلْكَ الايّامُ نُداوِلُها بينَ النّاس و لِيَعلمَ اللَّهُ الّذين
ءامَنُوا وَيتّخذَ منكم شهداءَ...(2)؛ ما اين روزها)ى پيروزى و شكست( را در ميان
مردم مى گردانيم تا خدا، افرادى را كه ايمان آورده اند، بداند )و شناخته شوند( و )خداوند(
از ميان شما، شاهدانى بگيرد.«
و چنين شد كه
عزيز مصر به رغم برادران غيور
از قعر چاه برآمد و به اوج ماه رسيد
به هر روى، اين رخداد بزرگ را از زواياى گوناگون و رهيافت هاى متفاوت، مى توان به
تجزيه و تحليل نشست؛ چه اين كه برخى آن را »آغاز جمهورى چهارم« و پاره اى »خيزش
محرومان« و »انقلاب حاشيه عليه متن« و جمعى »پيروزى مذهب و عدالت« و شمارى »تبديل
گفتمان آزادى به گفتمان عدالت« و كسانى هم »آغاز انقلاب سوم« و در يك كلام »سونامى
احمدى نژاد« تفسير كرده اند ولى پنهان نيست كه حادثه اى اين سان بزرگ، ظرفيت تفاسير
فراوانى دارد و بايسته است انديشمندان تحليل گر با واكاوى و ارزيابى عالمانه آن،
فرصت مصادره ى پيام سوم تير ماه 1384 را از فرصت طلبان بگيرند و از استحاله يا
انحراف آن جلوگيرى كنند.
صاحب اين قلم با بضاعتى اندك، نوشتار پيش رو را در شش گفتار تهيه و تقديم مى كند.
گفتار اول به تفاوت اين انتخابات با هشت انتخاب ديگر رياست جمهورى پرداخته و در هشت
محور، برجستگى و منحصر به فرد بودن آن را نمايان ساخته است. در اين گفتار از
امتيازاتى چون وزن كشى احزاب و جريان هاى سياسى، تحقق حضور حداكثرى و بطلان گمانه
زنى هاى كسان، تكثر در مرحله ى اول و دو قطبى شدن انتخابات در مرحله ى دوم، دو
مرحله اى شدن انتخابات، پيدايش گفتمان برنامه محور، تأكيد رهبرى بر معيار شادابى و
نشاط جوانانه، به عنوان اقتضاى اين دوره، رقابت نمايندگان مديران نسل اول و دوم
انقلاب اسلامى و تبيين پديده ى انتخاب نهم، سخن رفته است.
در گفتار دوم، با نگاهى كوتاه به ديدگاه هاى اساسى آقاى احمدى نژاد، در زمينه ى موضوع هايى چون عدالت همه جانبه، دولت اسلامى، گفتمان انقلاب اسلامى، جوانان و
تهاجم فرهنگى، سياست داخلى )توسعه ى سياسى، آزادى و احزاب( سياست خارجى )روابط بين الملل،
انرژى هسته اى، سازمان تجارت جهانى؛ WTO و سرمايه گذارى خارجى( و غيره، به مقوله ى بسيار با اهميت پيروزى احمدى نژاد پرداخته شده و عوامل مهمى چون نيازشناسى و درك
مطالبات مردم، رفتار و عملكرد شخصى احمدى نژاد، مهندسى و مديريت مبتكرانه ى تبليغات
انتخاباتى و امثال آن مطمح نظر قرار گرفته و جزو دلايل پيروزى وى به شمار آمده اند.
در گفتار سوم، ضمن معرفى اجمالى ديدگاه هاى اساسى آقاى هاشمى رفسنجانى درباره ى مباحثى چون فلسفه
ى سياسى )مشروعيت زمينى حكومت، شوراى رهبرى و شوراى افتا(، سياست
داخلى )توسعه ى سياسى و اصلاحات، احزاب، اهل سنت، روحانيت و مسأله ى زنان(، سياست
خارجى )انرژى هسته اى، رابطه با آمريكا و منافع ملى( و مسائل اقتصادى - اجتماعى، به
دلايل ناكامى وى اهتمام ورزيده شده و به عوامل تأثيرگذارى چون شعارها، برنامه ها،
عملكرد و شيوه هاى تبليغاتى و پيشينه ى منفى گروه همكار و تركش هاى تخريب انتخابات
مجلس ششم، اعلام مواضع متضاد و امثال آن، اشاره شده است.
اما در گفتار چهارم، پيروزى احمدى نژاد، موفقيت نظام و روحانيت، ارزيابى گرديده و
از امورى چون پيروزى آرمان ها و گفتمان انقلاب اسلامى، تجديد حيات نهضت جهانى عدالت
خواهى، گسترش تفكر روحانيت، گردش كم هزينه ى نخبگان و غيره به عنوان دلايل اين
موفقيت ياد شده است.
گفتار پنجم، نيز به مقوله ى جنجال برانگيز و پر تنش بد اخلاقى هاى انتخاباتى اختصاص
يافته و پرونده هاى تقلب و تخريب و حركت هاى سازمان يافته ى جانبدارانه، باز خوانى
و به طور مشروح تجزيه و تحليل شده اند.
در گفتار پايانى هم، درس ها و عبرت هاى اين انتخابات مورد توجه قرار گرفته و از درس هايى
چون اشتباه تاريخى جريان روشنفكرى، بطلان ادعاهاى اصلاح طلبان تندرو، تحريك اقليت هاى
قومى، مذهبى و زبانى و امثال آن سخن رفته و به پيامد اين امور پرداخته شده است.
نگارنده، اميد دارد كه توانسته باشد اندكى از حماسه ى انتخاب نهم را تجزيه و تحليل
و روايت نموده و فتح بابى در اين مسير آغاز كرده باشد و خوشوقت است كه اگر چه همه
آن نيست كه بايد، اما همان است كه شايد.
سيدموسى هاشمى تبار
مهر ماه 1384
گفتار اول: ویژه گی های انتخاب نهم
نهمين دوره ى انتخابات رياست جمهورى اسلامى ايران - صرف نظر از پيروزى و شكست
نامزدها و بررسيدن دلايل و پيامدهاى موفقيت و ناكامى آن ها - داراى ويژگى هايى است
كه اين انتخابات را از هشت دوره ى پيشين متمايز مى سازد. مهم ترين آن ها عبارتند
از:
1 . وزن كشى همه ى احزاب و جريان هاى سياسى
آرايش نيروهاى سياسى در انتخابات نهم، بسيار متفاوت با دوره هاى گذشته بود و براى
اولين بار، اصلاح طلبان با سه گزينه)مصطفى معين، مهدى كروبى و محسن مهرعليزاده( و
اصول گرايان با چهار گزينه )محمود احمدى نژاد، محمدباقر قالى باف، على لاريجانى و
محسن رضايى( و على اكبر هاشمى رفسنجانى هم با عنوان كانديداى ميانه، با حمايت برخى
از اصلاح طلبان و بعضى از ارزش گرايان، به رقابت برخاستند.
دكتر مصطفى معين، با شعار »دوباره مى سازمت وطن« و با تأكيد بر دموكراسى خواهى و
حقوق بشر، نامزد رسمى »اصلاح طلبان قدرت گرا«؛ يعنى حزب مشاركت و سازمان مجاهدين
انقلاب اسلامى بود كه خود را »اصلاح طلبان پيشرو« مى خواندند. وى از حمايت بى دريغ
نهضت آزادى ايران و ملى - مذهبى ها نيز برخوردار بود.
حجةالاسلام مهدى كروبى، با شعار تداوم اصلاحات در مسير تفكر امام خمينى)ره( و
ماهيانه50 هزار تومان براى هر ايرانى، »نامزد رسمى اصلاح طلبان ارزش گرا«؛ يعنى
مجمع روحانيون مبارز بود كه حمايت حزب همبستگى و حزب مردم سالارى و مجمع نيروهاى خط
امام، را نيز با خود داشت.
مهندس محسن مهرعليزاده هم با اين كه به تفكر »اصلاح طلبان عمل گرا« نزديك تر بود،
با شعار »دولت رفاه«، به طور منفرد وارد عرصه ى رقابت شد.
اما در جبهه ى اصول گرايان، تكثر و تنوع نامزدها بيش تر از اصلاح طلبان بود.
دكتر محمود احمدى نژاد، با شعار »دولت اسلامى« و »عدالت اجتماعى«، نماينده ى
»اصول گرايان تحول خواه« بود كه از حمايت آبادگران ايران اسلامى )اعضاى شوراى
اسلامى شهر تهران( برخوردار گشت.
دكتر محمدباقر قالى باف با شعار »زندگى خوب برازنده ى ايرانى«، نامزد رسمى جمعيت
ايثارگران انقلاب اسلامى و مورد حمايت جمعى از نمايندگان مجلس هفتم بود، كه خود را
»اصول گرايان اصلاح طلب« مى ناميدند.
دكتر على لاريجانى، با شعار »دولت اميد« و »هواى تازه«، نامزد رسمى شوراى هماهنگى
نيروهاى انقلاب اسلامى بود؛ مجموعه اى كه از تشكل هاى سنتى اصول گرايان چون حزب
مؤتلفه ى اسلامى، جامعه ى اسلامى مهندسين، جامعه ى زينب)س( و غيره سامان يافته بود.
اما دكتر محسن رضايى با شعار »دولت مردمى و كار آمد« )دولت عشق( به طور مستقل وارد
عرصه ى رقابت شد.
حجةالاسلام والمسلمين اكبر هاشمى رفسنجانى با شعار »همه با هم كار براى سربلندى
ايران اسلامى« در ميانه ى دو طيف پيش گفته قرار داشت؛ از سويى كانديداى رسمى »اصلاح
طلبان عمل گرا« يعنى حزب كارگزاران سازندگى بود كه مورد حمايت »خانه ى كارگر« نيز
قرار داشت و از جانب ديگر مورد حمايت جمعى از ارزش گرايان سنتى چون عده اى از اعضاى
جامعه ى مدرسين حوزه ى علميه ى قم و جامعه ى روحانيت مبارز تهران - در مرحله ى اول
- و اكثر نمايندگان مجلس هفتم بود و احزاب ميانه رويى چون حزب اعتدال و توسعه، حزب
تمدن اسلامى و حزب رفاه ملت ايران از حاميان وى به شمار مى رفتند.
همه ى اين هشت نفر، به استثناى محسن رضايى كه در شامگاه چهارشنبه 25 خرداد ماه،
ساعاتى پيش از پايان فرصت تبليغات انصراف داد، نمايندگى بخش هايى از جامعه را
برعهده داشتند و نتايج انتخابات مرحله ى اول، وزن سياسى - اجتماعى احزاب، جريان ها
و صاحبان سليقه ها و ديدگاه هاى سياسى را مشخص كرد و معلوم شد كه فى المثل كسى چون
دكتر محمود احمدى نژاد، با برخوردار نبودن از حمايت احزاب و گروه هاى سياسى(3)
توانست با كسب 5710354 رأى در جايگاه دوم قرار گيرد ولى دكتر مصطفى معين، نامزد حزب
حاكم )مشاركت( كه دولت و اكثريت مجلس دوره ى ششم را در اختيار داشت و از جانبدارى
ضمنى رياست جمهورى وقت )آقاى خاتمى( بهره مند بود و مستظهر به پشتيبانى مطبوعات خاص
و جريان هاى روشنفكرى نيز بود، قادر نبود بيش از 4054304 رأى كسب كند و در جايگاه
پنجم قرار گرفت و كسى چون آقاى مهدى كروبى كه حاميان معين، هيچ وزنى براى او قايل
نبودند، با احراز 5066316 رأى جايگاه سوم را به دست آورد.(4)
2 . تحقق حضور حداكثرى و بطلان گمانه زنى ها
حضور حداكثرى مردم، در انتخابات نهم، به گونه اى بود كه تنها با فاصله ى يك هفته
(27 خرداد ماه تا سوم تير ماه( 57276295 نفر در اين انتخابات شركت جستند؛ بدين
ترتيب كه در مرحله ى اول (27 خرداد ماه 29317042 (84 نفر يعنى 63درصد و در مرحله ى دوم (3 تير ماه 27959253 (84 نفر؛ يعنى 60 درصد واجدان شرايط حق رأى در انتخابات
شركت نمودند. اين حضور حداكثرى، در نوع خود، پديده اى بى نظير و از دو جهت داراى
اهميت فراوانى است:
1 . بسيارى از مطبوعات، اشخاص و جريان هاى داخلى و رسانه ها، شخصيت ها و سازمان هاى
خارجى، حضور مردم در انتخابات نهم را حداقلى پيش بينى مى كردند و حتى جهان بخش
خان جانى، مدير كل روابط عمومى و سخنگوى وزارت كشور دولت اصلاحات با صراحت اعلام
كرد: »نظر سنجى هاى سازمان هاى مختلف كه تاكنون انجام شده، نشان مى دهد ميزان
مشاركت در اين دوره از انتخابات، از دوره هاى گذشته كمتر خواهد بود و ميانگين بين
42 تا 50 درصد خواهد بود.«(5)
موسوى لارى، وزير كشور، نيز - در آستانه ى رأى گيرى و در خوش بينانه ترين اظهار نظر
- گفت: »تلقى شخص من اين است كه مشاركت مردم در انتخابات 55 درصد است.«(6)
سعيد حجاريان ،عضو شوراى مركزى حزب مشاركت كه روزى از وى به عنوان نظريه پرداز
اصلاحات، نام برده مى شد، هم برآن بود كه: »در حال حاضر فضاى انتخاباتى در بين
مردم، چندان ايجاد نشده و فكر مى كنم مشاركت مردم حدود 45 درصد باشد.«(7)
2 . اصلاح طلبان مدعى بودند اگر حضور مردم حداكثرى باشد، آن ها برنده ى اين
انتخابات هستند؛ در مَثَل مصطفى كواكبيان، دبير كل حزب مردم سالارى عقيده داشت:
»اگر زير 40 درصد، مردم شركت كنند شانسى براى اصلاح طلبان وجود ندارد و اگر بالاى
60 درصد شركت كنند شانسى براى محافظه كاران وجود نخواهد داشت.«(8)
مصطفى تاج زاده، عضو شوراى مركزى حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى نيز
گفته بود: »اگر 50 درصد آنان ]واجدين شرايط حق رأى [يعنى 24 ميليون در انتخابات
شركت كنند، آراى 7 ميليون نفر آنان متعلق به كانديداى محافظه كاران خواهد بود ...
كانديداى جريان اصلاحات مى تواند با 10 تا 14 ميليون رأى پيروز انتخابات شود.«(9)
محمدرضا خاتمى، دبير كل حزب مشاركت نيز اظهار كرده بود: »اين كه ما را در انتخابات
حذف مى كنند، به دليل اين است كه جبهه مشاركت رأى اول را مى آورد.«(10)
بهزاد نبوى، عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى هم آن چنان پيروزى را نزديك
مى ديد كه با شعف فراوان گفت: »مى شود مطمئن شد كه معين يكى از دو نفرى است كه به
دور دوم خواهد رفت.«(11)
با اين حال، در انتخابات نهم، برخلاف اين گمانه زنى ها، هم حضور مردم بيش از 60
درصد بود و هم با وجود اين، مردم نه تنها به اصلاح طلبان رأى ندادند بل به
اصول گراترين و ستيهنده ترين رقيب آنان؛ دكتر احمدى نژاد، رأى دادند و همه ى پيش
داورى ها را باطل كردند.
3 . تكثر در مرحله ى اول و دوقطبى شدن در مرحله ى دوم
در بند اول، گذشت كه وزن كشى و آرايش سياسى احزاب و جريان هاى سياسى در مرحله ى نخست، نسبت به انتخابات رياست جمهورى در دوره هاى گذشته، بى مانند بود ولى در
مرحله ى دوم انتخابات، كه رقابت بين آقايان هاشمى رفسنجانى و محمود احمدى نژاد بود،
تنها در ظرف 2-3 روز ناگهان فضاى تبليغاتى كشور، به طور بى سابقه اى، دو قطبى شد،
بدان سان كه سيدمحمد خاتمى، رئيس جمهور وقت كه پيش تر گفته بود: »رئيس جمهورى، حق
حمايت به عنوان رئيس جمهورى را از هيچ كس ندارد، وظيفه ى رئيس جمهورى برگزارى
انتخابات سالم و آزاد است.«(12) اما متأسفانه در سى ويكم خرداد ماه 84، با صدور
بيانيه اى، به حمايت از هاشمى رفسنجانى پرداخت! اين بيانيه، آن قدر گويا و جهت دار
بود كه روزنامه ابتكار با تيتر درشت، در صفحه ى اول، نوشت: »حمايت خاتمى و موسوى از
هاشمى«!(13)
شگفت تر آن كه، در اين بيانيه، تلويحاً به تخريب احمدى نژاد نيز پرداخته بود و در
حالى كه تنها دو نفر نامزد اين دوره بودند، به كار بردن عبارتى چون: »از ملت
سرافراز و پرافتخار ايران مى خواهم كه با استمرار حضور آگاهانه و با رأى بالا، رئيس
جمهورى در شأن ملت ايران انتخاب نمايند«، معنايى جز اين نداشت كه هاشمى رفسنجانى در
شأن ملت ايران است و احمدى نژاد در شأن اين ملت نيست! يا عباراتى مانند: »مبادا
شادمانى تاريخى شما كه در انقلاب دوران ساز اسلامى به اوج خود رسيده است، به
تلخ كامى نشيند! مبادا كه از حركت پويا براى فتح قله هاى شرف و آزادى و پيشرفت باز
مانيد و اميدها به نا اميدى گرايد!«
به راستى با انتخاب كداميك از اين دو نفر، تلخ كامى و نوميدى بر مردم حاكم مى شد و
آنان از قله هاى شرف و آزادگى و پيشرفت باز مى ماندند؟!
اين اقدام سؤال برانگيز آقاى خاتمى، از آن جا كه به اين نگرانى دامن مى زد كه
شبكه ى گسترده اى درصدد تغيير آراى مردم، به نفع نامزد ديگر است، دكتر احمدى نژاد
را بر آن داشت كه طى نامه اى به رئيس جمهور نوشت: »حسب اطلاع واصله، شبكه گسترده اى
دست اندر كار برنامه ريزى به منظور دست بردن در آراى مردم به نفع نامزد ديگر در
مرحله دوم انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى، در روز جمعه هستند. انتخابات حق مردم
است و آراى آنان امانتى است كه دولت محترم و شوراى نگهبان، حسب وظيفه قانونى، شرعى
و ملى بايد پاسدار و حافظ آن باشند. حمايت جناب عالى از نامزد خاص، در مقام رياست
جمهورى و رئيس دولتى كه انتخابات را برگزار مى كند، توجيه و مجوزى به دست بدخواهان
مى دهد كه اعمال نظر غير قانونى كنند و خداى ناكرده به آراى مردم دست درازى نمايند.
اين جانب به عنوان يكى از دو نامزد راه يافته به مرحله دوم انتخابات، نسبت به بروز
چنين تخلفاتى هشدار مى دهم و اعلام خطر مى كنم و مصرانه مى خواهم به مجريان تذكر
دهند كه جز به قانون عمل نكنند و در حفظ امانت مردم تلاش نمايند. بديهى است در صورت
بروز چنين تخلفاتى از تمام ظرفيت هاى قانونى جهت اعاده حق ملت استفاده خواهم
كرد.«(14)
بيانيه ى حمايت آميز آقاى خاتمى، با واكنش فعالان سياسى مواجه شد؛ به طور مثال خانم
عشرت شايق، نماينده مردم تبريز در مجلس هفتم، در نامه اى به سيدمحمد خاتمى گفت: »با
توجه به ده ها مصاحبه و سخنرانى جناب عالى، در خصوص انتخابات رياست جمهورى، انتظار
مى رفت كه بيانيه اخير شما نيز متضمن دعوت آحاد مردم به شركت در انتخابات باشد؛ نه
سمت و سو دادن به آراى مردم ... با توجه به تأكيد حضرت عالى برآزادى انتخاب، انصاف
حكم مى كند اجازه مى داديد مردم روى نظر و شناخت خود عمل كرده و طبق سفارش
حضرت امام)ره( ميزان را رأى مردم مشخص مى كرد.«(15)
به هر روى، در مرحله ى دوم انتخابات، به طور بى سابقه اى فضاى تبليغاتى را دو قطبى
كردند و ائتلافى به نام »ائتلاف ملى« بر محور هاشمى رفسنجانى شكل دادند. اپوزيسيون
و پوزيسيون نظام اسلامى از احسان نراقى )نظريه پرداز ساواك( و عزت اللَّه سحابى و
ابراهيم يزدى )اعضاى نهضت آزادى و ملى مذهبى ها( تا محمدرضا فاكر و محمد مؤمن
)اعضاى جامعه ى مدرسين حوزه ى علميه ى قم( و از هديه تهرانى و محمدرضا گلزار
)بازيگران سينما( تا آقايان صانعى و موسوى اردبيلى و از محمود دولت آبادى و محمدعلى
سپانلو )اعضاى كانون نويسندگان( تا آيةاللَّه جوادى آملى )روحانى فرهيخته و خوشنام
نظام( و از غلامرضا حسنى )امام جمعه اروميه( تا مولوى عبدالحميد اسماعيل زهى)امام
جمعه اهل سنت زاهدان( و از اشخاصى چون ابراهيم اصغرزاده، مصطفى معين و محسن
مهرعليزاده و مرتضى مقتدايى )دادستان اسبق كل كشور( تا محكومان دادگاه هاى انقلاب
اسلامى مانند محمد قوچانى، عمادالدين باقى و غلامحسين كرباسچى، در جبهه ى حمايت از
هاشمى رفسنجانى قرار گرفتند. گروه ها و جريان هاى لائيك و احزاب مدعى اصلاح طلبى
حتى حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و نهضت آزادى، اين منتقدان ديرين
هاشمى، با تمام توان به ميدان آمدند و از همه شگفت آورتر اين كه بيت حضرت امام
خمينى - كه تاكنون در هيچ انتخاباتى، با صراحت موضع گيرى نكرده بود - به حمايت از
هاشمى رفسنجانى پرداخت و حتى ملك عبداللَّه، پادشاه كنونى عربستان سعودى، نيز ضمن
حمايت از هاشمى رفسنجانى، در پيامى، از اهل سنت ايران خواسته بود كه به وى رأى
بدهند.(16) افزون براين ها، كلدانى ها و آشورى ها نيز از آقاى هاشمى جانبدارى
مى كردند و خلاصه آن كه، به قول يكى از تحليل گران سياسى - كه اظهاراتش در ميز گردى
در نشريه ى »نامه« انتشار يافت - : »در عرض يك هفته ناگهان، در يك تصميم سلبى، همه
سرمايه سياسى اصلاحات به پاى آقاى هاشمى خرج شد و از مردم دعوت شد كه به آقاى هاشمى
رأى بدهند.«(17)
روزنامه شرق نيز در روايتى از آن روزها مى نويسد:
»كرور كرور فرهنگيان و هنرمندان و صنعت گران و صاحبان اصناف و مالكان ملك ها و
مديران بنگاه ها، در اقدامى غير مترقبه، سوار بر هودج حمايت از هاشمى شدند و نامه
امضا كردند و با مردم سخن گفتند و نتيجه آن شد كه آن ها باور نمى كردند و شايد
وقوعش را به عالم خيال هم راه نمى دادند.«(18)
ناگفته نماند كه در ششمين دوره ى انتخابات رياست جمهورى، در دوم خرداد 1376، نيز
فضاى انتخاباتى دو قطبى شد و هر كدام از دو نامزد؛ يعنى آقايان على اكبر ناطق نورى
و سيدمحمد خاتمى از سوى نهادها، سازمان ها و احزاب و اشخاص مختلفى مورد حمايت قرار
گرفتند ولى رقابت به اين صورت بود كه همه ى جريان چپ آن روز، از خاتمى و همه ى جريان به اصطلاح راست آن روز، از ناطق نورى جانبدارى مى كردند ولى در اين دوره، يك
قطب )احمدى نژاد( تنها و بى حامى و در قطب ديگر، همه ى اصلاح طلبان و بخش عظيمى از
سنت گرايان و حتى اكثريت نمايندگان مجلس هفتم قرار داشتند و هيچ كدام از نامزدهاى
اصول گراى مرحله ى اول، در دور دوم، از احمدى نژاد حمايت نكردند!
روزنامه آفتاب يزد - كه به عنوان ارگان انتخاباتى مهدى كروبى عمل مى كرد و مدير
مسؤول آن گفته بود: »در دوره دوم انتخابات رياست جمهورى، من يك تنه مقابل
احمدى نژاد مى ايستم و نمى گذارم او رأى بياورد، رأى پايين يزدى ها به كروبى مرا
بيش تر ناراحت كرده است«،(19) پس از پايان انتخابات نوشت: »دكتر احمدى نژاد، بدون
آن كه جناح راست از او حمايت كند و حتى روزنامه هاى مدعى ارزش گرايى، به صورت يك
پارچه او را مورد حمايت قرار دهند بيش از هفده ميليون رأى مردم را به دست آورد و
اكنون رئيس جمهور منتخب ايران است.«(20)
4 . دو مرحله اى شدن انتخابات
به موجب اصل يكصد و هفدهم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، »رئيس جمهور با اكثريت
مطلق آراى شركت كنندگان، انتخاب مى شود، ولى هرگاه در دور نخست هيچ يك از نامزدها
چنين اكثريتى به دست نياورد، روز جمعه هفته بعد، براى بار دوم رأى گرفته مى شود. در
دور دوم تنها دو نفر از نامزدها كه در دور نخست آراى بيش ترى داشته اند شركت
مى كنند ولى اگر بعضى از نامزدهاى دارنده آراى بيش تر، از شركت در انتخابات منصرف
شوند، از ميان بقيه، دونفر كه در دوره نخست بيش از ديگران رأى داشته اند براى
انتخاب مجدد معرفى مى شوند.«
در هشت دوره ى پيشين انتخابات رياست جمهورى، از آن جا كه نفرهاى اول، در مرحله ى نخست، حايز اكثريت مطلق آراى شركت كنندگان مى شدند، هيچ گاه انتخابات به مرحله
ى دوم فرجام نمى يافت ولى از ويژگى هاى اين دوره، دو مرحله اى شدن انتخابات بود كه آن
هم معلولِ عوامل متعددى است: اول آن كه هيچ كدام از دو جريان مهم سياسى كشور؛ يعنى
اصلاح طلبان و اصول گرايان به اجماع نرسيدند و لذا آراى نامزدهاى آن ها تقسيم شد.
دوم آن كه موضع نظام نيز كاملاً بى طرفانه بود و صدا و سيما به عنوان سخنگوى رسمى
جمهورى اسلامى ايران و رسانه ى ملى در نهايت بى طرفى و با ابتكارات جديد و گستردن
فضاى متنوع، فرصت مساوى براى همه ى نامزدها فراهم ساخت تا مردم بتوانند به خوبى و
در زمان كافى با برنامه ها و سياست هاى آن ها آشنا شوند، به طورى كه اين اقدام صدا
و سيما مورد تقدير رئيس جمهور و سخنگوى دولت اصلاحات قرار گرفت.(21)
سوم آن كه جريان مدعى اصلاحات، چون حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى هيچ
گاه، درگذشته تن به ديالوگ )گفت و گوى دو جانبه( در صدا و سيما نداده بود ولى در
اين انتخابات، به خاطر فضاى پيش گفته، مواضع و ديدگاه هايش در معرض نقد و بررسى
كارشناسانه قرار گرفت و از وزن ادعاهايش بسيار كاسته شد؛ در مثل در ميزگرد سياسى
طرفداران نامزدها، آقاى وعيدى نماينده ى سياسى ستاد دكتر لاريجانى، بسيار برتر از
آقاى ميردامادى نماينده ى سياسى ستاد دكتر معين درخشيد و به خوبى از عهده ى نقد وى
برآمد؛ همان طور كه در ميزگرد اقتصادى طرفداران نامزدها، دكتر ياورى نماينده ى اقتصادى ستاد دكتر قالى باف، دكتر نوبخت، نماينده اقتصادى و سخنگوى ستاد آقاى هاشمى
رفسنجانى را با اشكالات فراوانى روبه رو كرد.
بنابراين نبايد ترديد كرد كه در چنين موقعيتى، آراى نامزدهاى نقد شده، ريزش مى كند
و انتخابات به دو مرحله فرجام مى يابد.
5 . پيدايش گفتمان برنامه محور
از ويژگى هاى انتخابات نهم، پيدايش گفتمان برنامه محور بود، در حالى كه در دوره هاى
گذشته، غالباً توجه ها معطوف به شخصيت كانديداها بود؛ نه برنامه هاى آن ها.
از جهت نظرى، در اين باره، سه ديدگاه مطرح بود:
الف - برنامه محورى
طرفداران اين نگرش، برآن بودند كه آن چه در اداره ى قوه ى مجريه اصالت دارد، برنامه
دار بودن نامزد رياست اين قوه است، زيرا مديران اجرايى توانا در كشور فراوان اند و
اگر برنامه ى كارشناسى شده اى وجود داشته باشد، عملياتى كردن آن چندان دشوار نيست.
در واقع اينان، سنجه ى داورى مردم نسبت به كانديداها را برنامه محورى آن ها
مى دانستند.
ب - مدير محورى
طرفداران اين تفكر، برآن بودند كه آن چه در اداره ى قوه ى مجريه اصالت دارد، شخصيت
و توانايى و كارآمدى رئيس قوه ى مجريه است، زيرا هر كس كه رئيس جمهور شود بايد در
چارچوب وظايف تعريف شده در قانون اساسى، سند چشم انداز 20 ساله ى جمهورى اسلامى
ايران و برنامه ى چهارم توسعه، حركت كند. در واقع اينان، سنجه ى داورى مردم نسبت به
نامزدها را توانايى شخصى آن ها مى دانستند.
ج - مديريت برنامه محور
طرفداران اين انديشه، مى گفتند: درست است كه هر كس رئيس جمهور شود، بايد در چارچوب
وظايف تعريف شده و سند چشم انداز 20 ساله ى جمهورى اسلامى ايران و برنامه ى چهارم
توسعه حركت كند، ولى راه هاى اجرايى كردن سند چشم انداز 20 ساله متفاوت است؛
همان طور كه برنامه چهارم توسعه هم قابل اصلاح و تكميل است، با اين حال توانايى
شخصى رئيس قوه ى مجريه در اداره ى كشور و مهار بحران ها را هم نمى توان ناديده
انگاشت. پس رئيس جمهور مى بايست هم داراى برنامه و سياست هاى اجرايى باشد و هم
برخوردار از توان بالاى مديريتى.
به هر روى، شرايط اين دوره به گونه اى رقم خورده بود كه از حيث عملى همه ى نامزدها
و حاميان آن ها مى كوشيدند ضمن ارائه ى برنامه و سياست هاى خود، توانايى ها و
قابليت هاى فردى خويش و نامزدهايشان را هم تبيين نمايند. شايد بتوان برنامه
محورترين فرد جناح اصول گرا را دكتر على لاريجانى و برنامه محورترين فرد جناح
اصلاح طلب را دكتر مصطفى معين، نام برد.
6 . تأكيد رهبرى بر معيار شادابى و نشاط، به عنوان اقتضاى اين دوره
مقام معظم رهبرى در تاريخ 84/2/11، در اجتماع مردم كرمان، ضمن تبيين ايستار و موضع
خويش در باب نامزدهاى رياست جمهورى فرمودند: »طبيعى است كه رهبرى در انتخابات از
شخص خاصى حمايت نمى كند، بلكه از معيارها ... حمايت مى كند و به دنبال تحقق اين
معيارهاست.«
از اين رو، معظم له از دى ماه 1383 تا خرداد ماه 1384، به مناسبت هاى گوناگون از
معيارهايى چون ايمان و وفادارى به آرمان هاى انقلاب اسلامى، نفوذ ناپذيرى در برابر
دشمنان، برخوردارى از شجاعت، تدبير و همه جانبه نگرى و افزايش سطح كار آمدى نظام و
تأمين نيازمندهاى مردم، ياد كردند. با اين حال، در شش ديدار جداگانه، برخوردار بودن
رئيس جمهور از نشاط و شادابى را از اقتضائات اين دوره برشمردند و در آخرين سخنرانى
- قبل از انتخابات - بر »نشاط جوانانه« تأكيد ورزيدند. پنهان نيست كه بازتاب اين
موضع و ديدگاه در جامعه دينى كاملاً آشكار بود و سنجه ى ياد شده در تصميم گيرى
ولايتمداران نقش داشت. اما اظهارات مقام معظم رهبرى، درباره ى نشاط و شادابى، از
اين قرارند:
1 . آن چه مردم به آن علاقه دارند و عاشق آن هستند، اين است كه رئيس جمهورى سركار
بيايد كه مهم ترين انگيزه ى او كار براى ملت باشد و در زمينه هاى اقتصادى،
زيربنايى، فرهنگى، علمى، اخلاقى، سياست خارجى و ساير زمينه ها كار كند و نشاط و شور
وانگيزه ى كار داشته باشد.(22)
2 . مردم بايد دنبال رئيس جمهورى باشند كه اين توانايى، اين شادابى، اين قدرت، اين
احساس مسؤوليت و اين آمادگى به كار در او وجود داشته باشد.(23)
3 . مردم از همين حالا به فكر 27 خرداد باشند و با تفحص در ميان نامزدهايى كه به
طور رسمى معرفى مى شوند به انتخابى هوشمندانه و آگاهانه دست بزنند و فردى با كفايت،
شجاع، با اخلاص، با نشاط، داراى روح مردمى، مؤمن به مردم و نيروى مردم، معتقد به حق
مردم و مؤمن به ارزش ها و آرمان هاى انقلاب را انتخاب كنند.(24)
4 . در اجتماع مردم كرمان نيز، انتخاب رئيس جمهورى كار آمد، با كفايت، با نشاط،
مؤمن به ملت و اهداف متعالى امام و انقلاب، با حوصله، پيگير و قدرشناس مردم را نياز
ملت و كشور داشتند.(25)
5 . مدير كار آمدى كه با رأى ملت، انتخاب مى شود بايد با كار و تلاش و نشاط، نتايج
كارهاى انجام شده در كشور را در زندگى مردم جارى و ملموس كند، فقر را از سراسر كشور
برطرف سازد، عدالت را برقرار كند و با طرد افراد مفسد از دستگاه هاى تصميم گير، با
فساد و تبعيض حقيقتاً مبارزه نمايد.(26)
6 . بايد با در نظر گرفتن معيارها كه همانا داشتن كفايت و توانايى اداره كشور،
اعتقاد به اسلام و انقلاب، اعتقاد به عدالت و عدم تبعيض ميان فقير و غنى و داشتن
نشاط است، بدون وسواس، انتخاب صورت گيرد و از آن جا كه كشور ما چهره جوانى دارد،
اقتضا مى كند يك نشاط جوانانه اى نيز در تمام دستگاه اجرايى به وجود بيايد.(27)
7 . رقابتِ نمايندگان مديران نسل اول و دوم انقلاب اسلامى
در دوره هاى گذشته، رقابت انتخاباتى ميان نمايندگان دو نسل نبود، بل رقابت ميان
همگنان و هم نسل ها بود و اگر نامزدهاى جوان ترى هم در صحنه حضور داشتند، رقيب
نامزد اصلى به شمار نمى رفتند و در حاشيه بودند اما در انتخابات نهم؛ به ويژه در
مرحله ى دوم، رقابت بين مديران نسل اول و نسل دوم انقلاب اسلامى بود.
در مرحله ى دوم، آقاى هاشمى رفسنجانى با 71 سال سن و به گفته ى روزنامه ى شرق: »پير
مرد هفتاد و چند ساله]اى[ كه يكى از مهم ترين مناصب حكومتى اين سرزمين را
برعهده«(28) داشت، نماينده ى نسل اول انقلاب اسلامى به شمار مى رفت و آقاى احمدى
نژاد با 49 سال سن و بسيار شاداب تر از سن شناسنامه اى اش، نماينده ى نسل دوم
انقلاب بود و با توجه به تركيب جمعيتى كشور كه بين 65-70 درصد آن را جوانان تشكيل
مى دهند، وى به نسل سوم، بسيار نزديك تر بود و به نوعى مى توانست پل ارتباطى نسل
اول و نسل سوم به حساب آيد.
8 . پديده ى انتخاب نهم
بى ترديد دكتر احمدى نژاد نه تنها پديده ى انتخاب نهم بل پديده ى همه ى نه دوره ى انتخابات رياست جمهورى است؛ زيرا تنها نامزدى بود كه در پيمانى نانوشته، سعى در
ناديده انگاشتن او شد. با اين كه در نظر سنجى 22 بهمن 83، گزينه ى اول مردم به شمار
مى رفت ولى نظر سنجى نهادهاى مختلف رتبه اى بالاتر از چهارم براى وى اعلام
نمى كرد.(29) البته اين وضعيت را مهدى كروبى هم داشت ولى در توجيه پنهان ماندن وى
از چشم نظر سنجى ها، استدلال مى شد كه چون تبليغات كروبى عمدتاً در شهرها و
روستاهاى دور افتاده و حاشيه نشينان مؤثر بوده و وى در شهرهاى بزرگ، از پايگاه
مردمى بالايى برخوردار نبوده و معمولاً نظر سنجى ها در مراكزى كه وى آراى كمترى
داشته است به عمل مى آمده، در نتيجه طبيعى بود كه در نظر سنجى هاى اعلام شده از
جايگاه پايينى برخوردار باشد ولى اين توجيه درباره ى احمدى نژاد راست نمى آمد، زيرا
نتايج انتخابات نشان داد كه وى حتى در مرحله ى اول هم، در نه استان از جمله تهران و
اصفهان و استان بسيار مهمى چون قم - كه پايگاه انقلاب اسلامى خوانده مى شود - رأى
اول مردم ايران را به دست آورده بود و استان هاى ياد شده، معمولاً در معرض نظر
سنجى ها بودند. به هر روى، به خاطر تلقى اى كه از اعلام نظر سنجى ها ايجاد شده بود،
بسيارى كسان حتى در جبهه ى اصول گرايان از احمدى نژاد مى خواستند تا به سود كسان
ديگر صحنه را ترك كند ولى وى و حاميان آبادگرش در شوراى شهر تهران، اين نظر سازى ها
را قبول نداشتند و خود وى با صراحت گفت: »مخالفان تشكيل دولت عدالت خواه با استناد
به خبرهاى معمول رسانه ها و نظرسازى هايى كه به نام نظر سنجى به ذهن افكار عمومى
القا مى شود، مرتب به بنده مراجعه مى كنند و مى گويند: شما رأى ندارى، انصراف بده
تا فلانى نيايد!
پاسخ بنده اين است كه اگر بنده رأى ندارم، پس اين همه سر و صدا و دست پاچگى براى
چيست و چرا فلانى آمدن يانيامدنش را منوط به نيامدن بنده مى كند واگر مورد اقبال
مردم نيستم، از چه چيزى نگرانند.«(30)
گفتار دوم: فرایند پیروزی احمدی نژاد
پيروزى دكتر احمدى نژاد، فرايندى است كه از رهگذر مقدمات و علل فراوانى شكل گرفته
است. اين فرايند در دو ساحت مورد گفت وگو قرار مى گيرد:
الف - ديدگاه هاى اساسى احمدى نژاد؛
ب - دلايل پيروزى احمدى نژاد.
الف - ديدگاه هاى اساسى احمدى نژاد
دكتر احمدى نژاد، درباره ى موضوع هاى مهمى، چون عدالت، دولت اسلامى، گفتمان انقلاب
اسلامى، جوانان و تهاجم فرهنگى، سياست داخلى )توسعه ى سياسى، آزادى و احزاب(، سياست
خارجى )روابط بين الملل، انرژى هسته اى، سازمان تجارت جهانى؛ WTO، سرمايه گذارى
خارجى( و غيره مطالب فراوانى گفته اند كه تفصيل آن، مجال ديگرى مى طلبد. از اين رو،
براى تكميل بحث، به نقل مستقيم نمونه هايى از ديدگاه هاى وى، در ابواب ياد شده،
بسنده مى شود:
1 . عدالت همه جانبه
عدالت، بايد روح حاكم بر تمامى تصميمات و فعاليت ها باشد و فرصت ها به طور مساوى و
ميان همه مردم توزيع شود، چه در غير اين صورت با شكل گرفتن قله هاى ثروت، اجراى
عدالت امكان پذير نخواهد بود.(31)
ما با برقرارى عدالت، دنبال اين مسأله هستيم كه ثروت هاى كلانى كه در دست برخى
افراد خاص است را در بين مردم تقسيم كنيم ... آبرو و اعتبار نظام مقدس جمهورى
اسلامى در گرو بر پايى عدالت و عدالت خواهى است.(32)
بدون عدالت، امكان بسط آزادى و استقلال و پيشرفت حقيقى و ماندگار وجود ندارد،
بنابراين بايد ريشه هاى بى عدالتى را پيدا كرد و آن را خشكاند.(33)
2 . دولت اسلامى
من به دنبال تشكيل دولت اسلامى هستم و تفاوت دولت اسلامى با دولت هاى گذشته، اعتقاد
به تماميت اسلام و اداره ى كشور با راه هاى اسلامى است. در دولت اسلامى، مديران
كشور به دنبال اقتباس الگو از شرق و غرب نيستند و اسلام مى تواند سعادت دنيا و آخرت
را تأمين كند.(34)
امروز مسؤوليت و رسالت ما، ساختن كشورى پيشرفته، مرفه و نمونه در جهان است تا
مقدمات برپايى حكومت عدل جهانى فراهم شود ... نقطه كمال حاكميت دين، روزى است كه
منجى عالم بشريت، حكومتى درخشان را در جهان تشكيل دهد و امروز انقلاب اسلامى در اين
مسير قرار گرفته است.(35)
بايد خود را براى اداره ى جهان آماده كنيم. اگر خودمان را براى اداره ى جهان آماده
كنيم، اداره ى كشور آسان مى شود و خداوند عنايت خواهد كرد و اداره ى جهان توسط
مديران اسلامى را ميسر مى سازد.(36)
3 . گفتمان انقلاب اسلامى
اين انتخابات ]دوره ى نهم رياست جمهورى[ براى يوم الفصل است كه بعد از آن، نيروهاى
انقلابى و حزب اللهى با ديگر نيروها از هم جدا شوند؛ يعنى بعد از اين، افرادى كه
تفكر غربى دارند و كشور را به سمت اين تفكر سوق مى دهند، نبايد جايگاهى داشته
باشند.(37)
اگر ما اهداف انقلابى را بخواهيم پياده كنيم، زمانى اين امر محقق مى شود كه هر چه
ولايت فقيه گفته، پياده نماييم؛ به جز مقطع كوتاهى پس از پيروزى انقلاب اسلامى،
تمام دولت هايى كه پس از انقلاب سركار آمدند اين ولايت را در كشور پياده
نكردند.(38)
به شهادت دوست و دشمن، رهبرى كشور، فرزانه، هوشمندانه و دلسوزانه است و مى توان
گفت: دوران رهبرى نظام جمهورى اسلامى جزو قله هاى افتخار رهبريت شيعى بوده است.
ايران امروز بدون انقلاب مفهومى ندارد و زندگى و سرنوشت ما به طور كامل با سرنوشت
انقلاب پيوند خورده است.(39)
تصاحب مناصب، با هر انگيزه اى جز خدمت و اجراى عدالت، از منظر فرهنگ ملت ايران يك
عمل غاصبانه است. مديريت انقلابى با اتكا به مردم، دست زالوصفتان را از بيت المال
قطع خواهد كرد.(40)
عده اى مى گويند: ما انقلاب كرديم تا دموكراسى حاكم شود، نه در فرمايشات حضرت امام
راحل و نه در پيام شهدا و نيز از زبان هيچ يك از خادمان واقعى نظام اسلامى تحقق
چنين چيزى مد نظر نبوده است. حكومت اسلامى يك مجموعه كامل است و هر چيزى را كه در
آن رنگ و بوى غربى داشته باشد رد مى كند.(41)
4 . جوانان و تهاجم فرهنگى
فارغ از شعار و حرف تأكيد مى كنم فوريت اول دولت من، رفع مشكلات نوجوانان و ايجاد
فرصت براى بالندگى همه جوانان ايرانى است.(42)
جوانان ما بهترين جوانان دنيا هستند و بدون ترديد وجود آنان آكنده و سرشار از
صداقت، صميميت، پاكى و پاكدامنى، ايمان، عدالت خواهى، نوع دوستى، غيرت و حميت ملى و
دينى است و همين امر، جوانان ما را در دنيا سرآمد كرده است.(43)
تهاجم فرهنگى كه ما مى گوييم، بيش تر از جوانان، برمديران اثر گذاشته است. من
معتقدم دولت ارزشى، دولتى انسان گراست. اگر جوان ما دچار رفتارهاى ناهنجار مى شود،
بايد حامى او بود. برخى از كسانى كه امروز شعار آزادى مى دهند، خود در دهه ى 60 تندرو بودند كه ما به آن ها انتقاد داشتيم. اگر بناست گوش كسى پيچيده شود، آن فرد
مدير جامعه است نه جوانان.(44)
افرادى كه قصد دارند ژاپن، كره و آلمان را به عنوان الگوى كشور معرفى كنند، آرمان و
هويت ملى خود را از دست داده اند. رسالت فرهنگى امروز ما اين است كه نسل جوان را
متوجه آرمان و هويت كنيم، چرا كه تهاجم فرهنگى دشمن، متوجه آرمان و هويت جوان
ايرانى است و اگر دشمن آرمان هاى جوان ايرانى و يا هويت و گذشته ى جوان ايرانى را
از او بگيرد، پيروز شده است و ما بايد گمگشتگى جوانان خود را اصلاح كنيم.(45)
5 . سياست داخلى
اين جانب، به طور مستقل و فارغ از هرگونه تعهدى به احزاب، گروه ها، افراد و
شخصيت هاى سياسى وارد صحنه ى انتخابات شده ام و با توكل بر خداوند متعال تا آخر نيز
براين منش و روش استوار باقى خواهم ماند و به جز اسلام، مردم و رهبرى عزيز و فرزانه
انقلاب، وامدار هيچ فرد يا گروهى نخواهم بود.
آن چه در درجه اول اهميت قرار دارد، حفظ و حراست از منابع عمومى، تأمين عدالت، رفاه
و امنيت براى همه ى مردم است و با اين جهت گيرى اصول گرايانه، راه براى حضور و تلاش
همه ى نيروهاى متدين، كاردان و كارآمد در عرصه هاى مختلف فراهم خواهد شد و
ان شاءاللَّه هر كس قصد خدمت براى عزت و سربلندى ايران عزيز و شكوفا شدن استعدادها
و ظرفيت هاى عظيم ملت ايران را داشته باشد، در دولت عدالت خواه مورد حمايت قرار
خواهد گرفت.(46)
1-5- توسعه ى سياسى
توسعه ى سياسى به مفهوم آن كه قدرت نقد مردم را بالا ببرد و به مشاركت هر چه بيش تر
مردم در همه امور منجر شود، مورد نظر من است؛ در عين حال نبايد توسعه ى سياسى به
افزايش كينه ورزى و تعميق شكاف هاى گروهى منجر شود.
توسعه ى سياسى، بايد اميد آفرين باشد و همبستگى ملى و مشاركت عمومى را افزايش دهد.
من آن توسعه ى سياسى را كه به دسته بندى هاى كدورت زا و دشمنى خانمان سوز بينجامد،
قبول ندارم.(47)
در دولت خاتمى، شاهد بوديم كه دولت به دنبال توسعه ى سياسى بود؛ يعنى به وجود آمدن
احزاب و روزنامه ها، توان نقد قدرت و نعوذ باللَّه نقد خدا... .(48)
من معتقد به توسعه ى همه جانبه هستم، توسعه بايد در محور عدالت باشد؛ نه اين كه
وارداتچى باشيم.(49)
2-5- آزادى
آزادى روح انقلاب اسلامى و بزرگ ترين هديه الهى به بشر است. ما به دنبال آزادى هاى
افراطى نيستيم و فكر مى كنيم آزادى وسيع تر از آن چيزى است كه شما ]خبرنگار[ تصور
مى كنيد. هر روز كه از نظام جمهورى اسلامى مى گذرد، آزادى هاى حقيقى جايگاه بهترى
پيدا مى كند.(50)
ما بايد عرصه آزادى را از نظر كمى و كيفى گسترش دهيم و نحوه ى استفاده از آن را
تبيين كنيم كه در اين مورد، برخورد با جوانان در خيابان ها مشكلى را حل
نمى كند.(51)
3-5- احزاب
متأسفانه امروز كار ما به جايى رسيده كه حزب ايجاد مى كنيم و پول دولت را به آن ها
مى دهيم و بعد مى گوييم: احزاب نبايد دولتى شوند. اين خنده دارترين حرف سياسى است!
بعد وقتى مى گوييم: به آبادانى مسجد كمك كنيد. مى گويند: مسجد دولتى مى شود.(52)
6 . سياست خارجى
در سياست خارجى 70 ميليونى، اصول حاكم مبتنى بر دوستى، صلح و همفكرى است و ما توسعه
روابط عادلانه، متقابل و همه جانبه را در اولويت قرار مى دهيم. توسعه روابط فرهنگى
و اقتصادى با ديگر دولت ها نيز جايگاه مهمى خواهد داشت.(53)
1-6- روابط بين الملل
در روابط بين المللى ما خواستار مناسبات عادلانه هستيم، ما به دنبال گسترش مناسبات
خود با همسايگان و كشورهاى مسلمان جهان و همه ملت ها هستيم. چالش جمهورى اسلامى با
دنياى مادى يك چالش مقطعى نيست بلكه يك چالش تاريخى است. ما خواهان توسعه و روابط
با هر دولت و كشورى هستيم كه به دنبال تجاوز و زورگويى نباشد و حق قانونى و طبيعى
ملت ايران را به رسميت بشناسد.(54)
ما سعى مى كنيم كه رابطه ى دوستانه و عميقى با كشورهاى خليج فارس برقرار كنيم و
روابط خود را به صورت چشمگير گسترش دهيم و با اين وحدت، قدرت جهان اسلام در معادلات
جهانى مشخص شود.(55)
2-6- انرژى هسته اى
انرژى هسته اى و فن آورى هسته اى كه كشورمان از آن برخوردار است، حاصل رشد علمى
جوانان ايران و حق ملت ايران است كه در همه ى عرصه هاى علمى و صلح آميز پيشرفت كند.
ما به اين فن آورى براى پيشرفت علمى نيازمنديم و به استفاده از حق خود ادامه خواهيم
داد.(56)
3-6- سازمان تجارت جهانى؛ WTO
ما بايد در عرصه جهانى حضور قدرتمندانه داشته باشيم و اگر مى خواهيم وارد يك چرخه
تعهد آور شويم بايد از موضع اقتدار باشد، در غير اين صورت به ضرر ملت ايران خواهد
بود و پيوستن به WTOاگر با اقتدار اقتصادى صورت نگيرد، موجب متلاشى شدن اقتصاد ما
خواهد شد.(57)
4-6- سرمايه گذارى خارجى
ناهماهنگى در تصميم گيرى ها، امنيت سرمايه گذارى را كاهش داده كه با اصلاح مقررات و
جهت گيرى ها، امنيت براى سرمايه گذارى تأمين خواهد شد. ما براى ساختن ايران از
همه ى سرمايه ها در داخل و خارج استفاده خواهيم كرد و از ايرانيانى كه مايلند كشور
خود را آباد كنند، استقبال مى كنيم.(58)
ب - دلايل پيروزى احمدى نژاد
تحقق هر پديده ى سياسى، معلول علت هاى گوناگونى است، كه وزن و تأثيرگذارى آن ها
همسنگ و برابر نيست ولى توجه به همه ى آن ها در تحليل آن پديده ضرورى است.
پيروزى دكتر احمدى نژاد نيز از اين قاعده بركنار نيست و دلايل متعددى موجب شكل گيرى
آن شده كه مهم ترين آن ها بدين شرح اند:
1 . نيازشناسى و درك مطالبات مردم
دكتر احمدى نژاد، به علت زيست مردمى، با هوشمندى و فراست، نيازها و دردهاى مردم را
به درستى شناخته بود. او مى دانست كه مهم ترين نياز جامعه ى امروز ايران، عدالت
اجتماعى است و اين همان چيزى بود كه سال ها پيش رهبرى نظام درباره ى آن سخن گفته و
اصلاحات را برطرف كردن فقر و فساد و تبعيض و اجراى عدالت دانسته بود.
احمدى نژاد، به خوبى مى دانست كه آن چه با عنوان اصلاحات در هشت سال زمامدارى آقاى
خاتمى به نام مطالبات مردم معرفى شده بود، با واقعيت زندگى مردم فاصله داشت.
شعارهايى چون توسعه ى سياسى، دموكراسى، حقوق بشر، جامعه ى مدنى و امثال آن، مطالبات
اكثر مردم ايران نبودند، اين مقوله ها حداكثر دغدغه هاى جمعى از اصحاب مطبوعات،
روشنفكران و كسانى بودند كه درد نام داشتند؛ نه سوداى نان و نياز، به ويژه آن كه در
چشم مردم، اين شعارها نه تنها دستاورد چشم گيرى نداشتند بلكه با تبديل توسعه ى سياسى به نزاع و درگيرى سياسى، موجب دلسردى و نوميدى مردم را نيز فراهم آورده
بودند.
حجةالاسلام مهدى كروبى هم تا حدودى نياز مردم به عدالت اقتصادى را درك كرده بود و
لذا شيخ اصلاحات با بى اعتنايى به شعارهاى هشت سال گذشته ى اصلاح طلبان، راه ديگرى
براى جلب نظر مردم در نظر گرفته و با شعار پرداخت ماهيانه 50 هزار تومان براى هر
ايرانى 18 سال به بالا - اگر چه از نظر كارشناسى ادعاى ناسخته اى بود و به فرض عملى
شدن، موجب افزايش نقدينگى و تورم مى شد - توانست در كنار بهره جستن از مسائل
قوميتى، در مرحله ى اول، در جايگاه سوم بنشيند كه البته رتبه ى بسيار بالايى براى
وى بود و دور از انتظار همگان!
به هر روى، احمدى نژاد، مطالبات واقعى مردم، به ويژه عدالت اجتماعى و بازخوانى
گفتمان انقلاب اسلامى را درك كرده بود و آن ها را فرياد مى كرد. مردم نيز احساس
كردند، سخنان او پژواك فريادها و دردهاى فروخورده و ناگفته ى آن ها در شانزده سال
گذشته است. اما رقيب اصلى وى در مرحله ى اول و تنها رقيبش در مرحله ى دوم، با غفلت
از خلأ بزرگ عدالت اجتماعى، به انكار شكاف طبقاتى پرداخت(59) و باطرح دوباره ى گفتمان كهنه
ى تقدم توسعه ى اقتصادى گفت: »دموكراسى اقتصادى و رشد صنعتى، زير بناى
دموكراسى سياسى و رشد اجتماعى است.«(60)
اين نگره، برخاسته از انديشه ى توسعه ى اقتصادى رشد محور بود كه مورد انتقاد
اقتصاددان توسعه است و بسيارى از مردم، اجراى آن را باعث شكاف طبقاتى و
ناهنجارى هاى اجتماعى مى دانند. از اين رو حتى وعده هاى مرحله ى دوم آقاى هاشمى
رفسنجانى - كه متأسفانه با الگوبردارى از طرح ناقص كروبى انجام گرفته بود - از قبيل
پرداخت ماهيانه 80-120 هزار تومان به بيكاران و امورى از اين قبيل، مورد پذيرش و
اعتماد مردم قرار نگرفت.
يكى از نشريه هاى وابسته به حزب مشاركت، با اعتراف به پنهان ماندن مطالبات واقعى
مردم از چشم بسيارى از نامزدهاى دوره ى نهم، برايند اين ماجرا را - از ديد خود -
چنين روايت مى كند:
»بدون ترديد، مسأله اختلاف راستين طبقاتى بود كه زير سرپوش شعارهاى مدنى و توسعه ى سياسى مدنى از نظرها پنهان مانده بود. كانديداهايى كه با شعار رفاه و عدالت اقتصادى
به ميدان آمده بودند )كروبى و احمدى نژاد( با فاصله اى باور نكردنى از رقيبان سياسى
خود )قالى باف و معين( پيش افتادند و در برابر آن چه نماد اشرافى گرى و سرمايه دارى
ناميده مى شد، صف كشيدند. اما ماشين هاى گران قيمتى كه عكس هاشمى را با خود اين سو
و آن سو مى بردند و مغازه هاى عظيمى كه به ستادهاى انتخاباتى او بدل شده بودند، در
مقابل صف پياده نظام گروه هاى آسيب ديده اى كه بعضى زير فشار اقتصادى به مبلغى
ماهانه دل خوش كرده بودند و بعضى به همدلى رئيس جمهورى ساده زيست چشم دوخته بودند،
شكست خورد.«(61)
2 . رفتار و عملكرد شخصى احمدى نژاد
رفتار و عملكرد شخصى دكتر احمدى نژاد )ساده زيستى، فروتنى، تدين، مردم دارى، در عين
كار آمدى و تلاش بى وقفه( دقيقاً مطابق با آن بود كه مى گفت. اگر چه مردم، خاطرات
زيادى از عملكرد وى در دوران استاندارى اردبيل به ياد نداشتند و تنها شنيده بودند
كه در اين دوره، سه بار به عنوان استاندار نمونه برگزيده شده است اما عملكرد او در
دوران مديريت دو ساله ى شهردارى تهران، نقل محافل بود؛ يعنى او هم در شناسايى
نيازها و مطالبات مردم پيش گام بود و هم عملكرد مديريتى اش نشان مى داد كه توان
برآوردن مطالبات مردم را دارد.
مردم ايران، مخصوصاً شهروندان كلان شهر تهران، خاطرات فراوانى از عملكرد اين دوران
به ياد دارند. نقل نمونه هايى از عملكرد وى، از زبان خودش - كه در مطبوعات انتشار
يافته - ترسيم بهترى از بحث ارائه مى كند:
1 . زمانى كه به شهردارى رفتيم، دريافتم كه پذيرايى دفتر شهردار در هر ماه حدود 15
ميليون تومان بوده است حتى يكى از معاونان وقت شهردارى حدود 30 ميليون فاكتور
پذيرايى براى من آورد كه تنها خرج يك مراسم شده بود. وقتى ريز فاكتور وى را مشاهده
كردم، ديدم فقط 100 هزارتومان از اين فاكتور هزينه خريد زيتون مى باشد، كه
خوشبختانه هم اكنون بسيارى از اين مشكلات حل شده و از اين موارد ديگر ديده
نمى شود.(62)
2 . بسيارى از هزينه هاى تشريفاتى شهردارى حذف شد؛ مثلاً هزينه هاى مربوط به
مأموريت خارج از كشور را كه خيلى هم زياد بود، حذف كرديم. بى جهت و اصولاً معلوم
نيست براى چه كارى، هفتگى و ده روزه به كشورهاى خارجى سفر مى كردند، جلوى اين كار
را گرفتيم. يك سرى هزينه هاى كلان مربوط به چيزهايى مانند پذيرايى بود كه كاملاً
حذف شد، يك سرى حقوق هاى كلان بود كه اين ها را قطع كرديم؛ مثلاً معاونى در شهردارى
بود كه به اقتضاى كارش، در هفت هيأت مديره هم عضو بود و از همه اين ها حق عضويت و
پاداش سالانه مى گرفت، اين ها همه منحصر شد به همان يك حقوق معاونت و اين هم به
درخواست خود معاونين بود.(63)
3 . بعضى از شهروندان تهرانى، هنگام مراجعه و درخواست وقت، براى حضور در اتاق كار
من، فكر مى كنند و براين تصور هستند كه قدرت شهردار به ميز و شش تا منشى و چيزهاى
گران قيمت و اتاق و دكور آن است و باورشان نمى شود كه مشكلشان در بيرون از اتاق
شهردار هم قابل حل باشد. هفت يا هشت سال پيش 800 ميليون تومان خرج كارهاى چوبى همين
ساختمان شهردارى تهران كرده اند، آيا اين ها اقتدار مى آورد؟ آيا عزت اميرالمؤمنين
على)ع( به اين بود كه لباس هاى فاخر مى پوشيد؟ يا در كاخ زندگى مى كرد؟ عزت امام به
چى بود؟ عزت رهبرى به چيست؟(64)
4 . پلى را كه هميشه سه ساله ساخته مى شد، گفتيم يك ساله مى سازيم. آقاى وزيرى كه
آمده بود كلنگ بزند فكر كرد نقطه ضعفى پيدا كرده، لذا پشت تريبون گفت: چرا چيزى
مى گوييد كه نشدنى است و موجب يأس مردم مى شود! آن پل 11 ماهه ساخته شد ولى در هيچ
جا انعكاس نيافت.(65)
5 . در حالى كه بانك جهانى براى رفع مشكل زباله هاى تهران به ما پيشنهاد وام 200
ميليون دلارى داده بود، با سه ميليون تومان، مشكل دفع زباله هاى تهران را حل كرديم.
در يك سال و نيم، به تعداد هشت سال قبل، پل، پارك، اتوبان، ورزشگاه و بسيارى ديگر
از فضاهاى ارائه خدمات شهرى را در تهران ساختيم.(66)
3 . مهندسى و مديريت مبتكرانه ى تبليغات انتخاباتى
بى ترديد، افكار عمومى نقش عمده اى در تعيين خط مشى هر كشورى دارد و در واقع با
رسميت يافتن دموكراسى نماينده اى، در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، عملاً
پذيرفته شده است كه سرنوشت كشور به دست توده هاى مردم، رقم زده شود. به گفته ى ماركس - در نقد »فلسفه
ى حق هگل« - : »هر طبقه اى براى آن كه بر جامعه، سلطه ى كلى
كسب كند، بايد به »مغز و قلب جامعه« تبديل شود؛ يعنى نماينده ى علايق كل جامعه
قلمداد شود.«(67)
اين مطلب، دقيقاً نكته ى كانونى امر تبليغات است؛ يعنى چه بايد كرد كه در پديده ى سرنوشت سازى چون انتخابات رياست جمهورى، مردم كسى را تبلور و تنديس آرزوها و
آرمان هاى خويش بيابند و براى تحقق آن آمال، زمام امر قوه ى مجريه را به دست او
بسپارند؟
اين مهم در گرو »مهندسى و مديريت تبليغات انتخاباتى« است. به تصديق مخالفان و
موافقان دكتر احمدى نژاد، شيوه ى تبليغاتى وى، متفاوت با شيوه ى همه ى رقبا،
مبتكرانه، تأثيرگذار و منحصر به فرد بود و شايد بتوان آن را الگو گرفته از شيوه ى تبليغاتى امام خمينى بزرگ دانست؛ شيوه اى كه با كلماتى بسيار ساده ولى تأثيرگذار
چون »مى شود«، »ما مى توانيم«، مقاصد خود را تبليغ مى كرد و از ناميدن خود به عنوان
خادم و نوكر مردم ابايى نداشت.
روزنامه شرق - به عنوان يكى از مهم ترين تريبون هاى اصلاح طلبان و طرفدار رقيب اصلى
احمدى نژاد - در مقاله اى با عنوان »چرا احمدى نژاد رئيس جمهور شد؟« مى نويسد:
»در اين دوره انتخابات، برنامه تبليغات همه كانديداها، به جز يك نفر )احمدى نژاد(
شباهتى عجيب و غريب به يكديگر داشت، فرقى هم نمى كرد كه اين كانديدا جناح راستى است
و يا اصلاح طلب. همه دم از آزادى هاى سياسى - اجتماعى، توجه به خواسته هاى زنان و
جوانان، تشنج زدايى در روابط خارجى، به ويژه با آمريكا مى زدند، از آهنگ هاى
انقلابى و يا شاد امروزى در فيلم هاى خود بهره مى بردند و موارد مشابه بسيار كه
همگان طى سه هفته تبليغات به طور كامل در جريان آن قرار گرفتند.
شايد بتوان مهم ترين الگوى همه كانديداها )به جز احمدى نژاد( را در تبليغات
انتخاباتى، الگوى دوم خرداد سال 1376 دانست. الگويى كه در آن، همه شيوه هاى تبليغات
انتخاباتى توسط جوانان و زنان و به صورت خود جوش و با كمترين هزينه تبليغاتى ابداع
و رواج يافت. هر چند كه اجراى اين الگو در سال 84 با هزينه هاى گزاف و سازماندهى
شده تحقق يافت. ساختن فيلم هاى تبليغاتى، استفاده از اتومبيل براى حمل پوسترهاى
تبليغاتى، استفاده از دختران و پسران جوان در تيپ ها و مدل هاى امروز، همگى مورد
استفاده قرار گرفتند، حتى بعضى از كانديداهاى روحانى در عكس هاى مختلف عمامه را از
سر برداشتند تا اگر كسانى نمى خواهند به روحانى رأى دهند، اين امكان را داشته باشند
كه او را غير روحانى نيز فرض كنند.«(68)
سعيد حجاريان، نيز در گفت و گويى با روزنامه فاينشنال تايمز انگليسى، تحليلى
درباره ى پيروزى احمدى نژاد، ارائه مى كند كه نمى توان با بند دوم آن يعنى »همراه
با مردم دانشگاهى بودن احمدى نژاد و در برابر روحانيت« را تصديق كرد، زيرا بدنه ى حوزه هاى علميه حامى اصلى احمدى نژاد بودند، ولى چون در اين تحليل به برترى
تبليغاتى وى اذعان شده، به نقل آن مبادرت مى كنيم.
حجاريان مى گويد: »تبليغات انتخاباتى احمدى نژاد، خواست اصيل مردم را در نظر گرفت،
كه بسيار ماهرانه تر از مبارزات تبليغاتى رقبايش بود. او بر روى چهار شكاف كار كرد،
همراه با فقر و عليه ثروت بود، همراه با مردم دانشگاهى در برابر روحانيت بود، مردمى
و نه دولتى بود و با مردم مذهبى عليه سكولاريسم بود.«(69)
اين تحليل از جهت ديگرى هم مورد توجه است و در برابر تحليل برخى از همفكران حجاريان
قرار دارد كه مردم را به حركت هاى هيجانى و غير عقلانى متهم مى كنند؛ فى المثل محمد
جواد مظفر، يكى از فعالان سياسى حامى دكتر معين، مى گويد: »من دو سال قبل به طنز
گفتم كه بايد چه كسى را ببينيم تا مردم ايران حماسه نيافرينند و همه را انگشت به
دهان نگه ندارند، اين كه رفتار مردم ايران را نمى شود پيش بينى كرد آيا محصول اين
نيست كه بر سبيل عقل حركت نمى كنند و در هيجانات و احساسات دست به آزمون و خطا
مى زنند!«(70)
روزنامه مردم سالارى نيز طى تحليل توهين آميزى مى نويسد: »سطح تحليل ما، رأى
دهندگان هستند، كسانى كه نه از تاريخ سياسى چيزى مى دانند و نه قدرت تحليل مبتنى بر
آگاهى و خرد جامعه خود را دارند. زندگى آن ها به تمامى صرف به دست آوردن يك لقمه
نان مى شود براى سير كردن شكم هايشان. آن ها همه چيز را از همين زاويه نگاه
مى كنند.«(71)
جالب است بدانيم اين ها همان كسانى هستند كه پيش از اين، صداى مردم را صداى خدا و
آنان را صاحبان حق و ولى نعمت مسؤولان مى دانستند و درباب مشروعيت حكومت به رأى
آنان، داد سخن مى دادند.
به هر روى، در پايان رقابت مرحله ى دوم و پيروزى دكتر احمدى نژاد، دكتر على نقى
مشايخى، از طرفداران آقاى هاشمى رفسنجانى، طى مقاله اى در روزنامه دولتى ايران
نوشت:
»اين پيروزى را به آقاى احمدى نژاد تبريك مى گويم. تبريك مى گويم كه توانستند پيامى
مورد پسند مردم داشته باشند؛ اين پيام را هوشمندانه و با برنامه ريزى و مديريت حساب
شده اى به مردم برسانند و حمايت قاطبه آن ها را جلب نمايند. آقاى احمدى نژاد، توده
مردم را هدف قرار داد و توانست با آن ها ارتباطى قوى برقرار كند. آقاى احمدى نژاد
توانستند در طى مدت كوتاهى، حدود يك يا دو ماه از يك كانديدايى كه احتمال بسيار كمى
براى پيروزى او وجود داشت، به نفر اول اين رقابت سخت، آن هم با فاصله زياد تبديل
شوند.«(72)
4 . سلاح مظلوميت ناشى از تخريب
براساس مدارك موجود از جمله آرشيو مطبوعات، اكثر نامزدهاى اصول گرا، در مرحله ى اول
تخريب شدند و به طور مستند، در بحث تخريب نشان داده خواهد شد كه دكتر احمدى نژاد،
توسط رئيس جمهور وقت، برخى از استانداران دولت وى و اشخاص و مطبوعات اصلاح طلب،
آشكارا قبل از مرحله ى اول انتخابات مورد تهاجم و تخريب قرار گرفت و در مرحله ى دوم، سيل تهمت و تخريب آن قدر ناجوانمردانه و سهمگين بود كه اگر عنايت خداوند و
واكنش قهرمانانه ملت در پاى صندوق هاى رأى نبود، نه تنها او از دست يابى به رياست
قوه ى مجريه باز مى ماند بل از هستى ساقط مى شد. سوگمندانه همسران شهيدان عزيز
انقلاب اسلامى؛ محمدعلى رجايى و على قدوسى، در تخريب احمدى نژاد بيانيه ى مطبوعاتى
صادر كردند. آقايان توسلى، امام جمارانى و موسوى بجنوردى، به نام حمايت از هاشمى
رفسنجانى، روى كار آمدن احمد نژاد را حاكميت تحجر و واپس گرايى و افراطگرى و نفى و
نابودى جنبش اصلاح طلبى خواندند. حتى آقاى يوسف صانعى با تندترين و خشن ترين
عبارت ها، كه در شأن يك مقام روحانى نيست، با تخريب گران همداستان شد و گفت: نبايد
اجازه داد كه زمينه ى حكومت اختناق و سرنيزه و حكومت ارتجاع و متحجران فراهم آيد
وشگفت آن كه مهدى كروبى و شمارى ديگر، اختلاف ها و كينه هاى ديرينه ى خود با هاشمى
رفسنجانى را فراموش كرده، با لشگر تخريب گران همنوا گشتند و در اين ميان محمدجواد
حجتى كرمانى فتوا داد كه رأى دادن به احمدى نژاد عقلاً و شرعاً حرام است!
روزنامه هاى زنجيره اى به سردمدارى »شرق« در اقدامى بى سابقه به جنگ منتخب مردم
رفتند و آشكارا كمر به تخريب وى بستند و ميلتياريزه شدن دانشگاه، خطر حاكميت اقتدار
و خشونت و در كمين بودن اقتصاد پوپوليستى و مخالفت با توسعه و پيشرفت و بگيرو ببند
جوانان، در خيابان ها و حصار كشى بين زن و مرد در پياده روها و نزديك بودن فاجعه را
تيتر كردند، تهمت باريدند و دروغ آفريدند. از همه غم انگيزتر اين كه حسين مرعشى و
محمدباقر نوبخت، نمايندگان رسمى ستاد آقاى هاشمى رفسنجانى، در برنامه ساعت 22/30 -
كه از شبكه دوم سيماى جمهورى اسلامى ايران، در شب هاى يكشنبه و دوشنبه 29 و 30 تير
ماه 84 به مناسبت مرحله ى دوم انتخابات پخش مى شد - در برابر چشم ميليون ها بيننده،
به طور بى پرده، دست به تخريب و تحقير احمدى نژاد زدند و نمايندگان وى، آقايان دكتر
خوش چهره و كلهر، نه تنها مقابله با مثل نكردند بل با متانت اخلاقى با آن ها برخورد
نموده و حتى از نامزدشان )هاشمى رفسنجانى( تجليل به عمل آوردند.
ماجرا به همين جا ختم نشد، بلكه از طريق سايت هاى خبرى و پيام هاى كوتاه تلفن هاى
همراه و پخش ميليون ها شب نامه، سيل ويرانگر تهمت و تخريب همراهى شد ولى احمد نژاد
در پاسخ، با تكيه بر شناختش از مردم و متأثر واقع نشدن آن ها از تخريب ها، اعلام
كرد كه نگرانى اى ندارد و در آرامش كامل است.(73) و چنين شد كه اين همه تخريب و
تحقير ناجوانمردانه به مدد آمد و احمدى نژاد، مظلوم و بى ياور نمايانده شد و سلاح
مظلوميت بردش تا آسمان رفت و بدين ترتيب مردمِ ظلم ستيز ايران اسلامى، به حمايت از
مظلومى پرداختند كه تكيه گاهى جز خدا و اعتماد به مردم، نداشت؛ و مكرو و مكراللَّه
واللَّه خير المكرين!(74)
5 . تحول گرايى و نوجويى
آقاى احمدى نژاد، نسبت به اكثر يا همه ى رقباى انتخاباتى اش هم چهره ى جديد و
جوان ترى به شمار مى رفت و هم سخنان نو و مردم پسندترى داشت و از نظر روان شناسى
اجتماعى، مردم به پديده هاى نوگرايش بيش ترى دارند )لكل جديد لذة(.
افزون بر عدالت خواهى، تحول در نظام مديريت كشور از مطالبات مهم و برزمين مانده ى مردم بود كه احمدى نژاد بدان توجه كرد و ساز و كار عملياتى كردن اين اقدام بزرگ را
جزو مهم ترين برنامه هاى خود اعلام كرد.
وى در اين باره مى گفت: »براساس اهداف، آرمان ها و ظرفيت هاى انقلاب، ما بايد شاهد
يك تحول در نظام مديريتى كشور باشيم و به همين دليل چه اشكالى دارد يك عده اى حذف
شوند. بنابراين نبايد كار را به خاطر آدم هايى كنار بگذاريم بلكه آدم ها را به خاطر
كار كنار بگذاريم.«(75)
احمدى نژاد، با تأكيد كردن بر نقش منابع انسانى در اين تحول بزرگ، افزود: »امكان
ندارد يك مدير مكتبى و انقلابى اجازه دهد، مجموعه زير نظر او تخلفات ميلياردى مرتكب
شوند، اين به خاطر آن است كه برخى مديران به بهانه حفظ آبروى كشور، كاخ نشين
شده اند و نمى دانند آبادانى، رفع بيكارى و رفاه ملت آبروى نظام است.«(76)
6 . عملكرد نامزدهاى اصول گرا
پيش از رقابت مرحله ى اول انتخاب، طرفداران جريان اصول گرا، به شدت از عدم اجماع
آن ها ناخرسند بودند و احساس خطر مى كردند. تلاش هايى نيز براى وحدت آنان، از جمله
توسط رئيس مجلس شوراى اسلامى، دكتر حدادعادل، صورت گرفت ولى در آستانه ى ثبت نام
نامزدها و در حالى كه همه منتظر بودند »دود سفيد از دودكش اصول گرايان بلند شود«،
تنها دكتراحمد توكلى صحنه را ترك كرد و رئيس مجلس اعلام كرد كه از راى زنى ها
نتيجه اى به دست نيامده و وضعيت متكثر اصول گرايان تغييرى نخواهد كرد.
اين عدم اجماع، از سويى رقيبان اصلاح طلب را مشعوف ساخت تا به خاطر پراكندگى آراى
اصول گرايان، از ناحيه ى آن ها، احساس خطر جدى نكنند و از تلاش براى رسيدن به اجماع
در جبهه ى اصلاحات دست بردارند. از سوى ديگر ناخواسته به تقويت جريان اصولگرايى مدد
رساند، چون هر كدام از چهار نامزد )محمود احمدى نژاد، محمد باقر قالى باف، على
لاريجانى و محسن رضايى( با زبان و ادبيات مخصوص به خود، از عدالت خواهى،
جوان گرايى، نقد دولت هاى سازندگى و اصلاحات سخن گفتند و نمايندگان آن ها در
ميزگردهاى صدا و سيما به خوبى نقاط ضعف دولت هاى ياد شده را برملا كردند و در ريزش
آراى نامزدهاى طرفداران آن دو دولت، نقش آفرينى نمودند. از جانب سوم، عملكرد موفق
دكتر احمدى نژاد در شهردارى تهران و موفقيت نسبى سردار قالى باف در نيروى انتظامى و
عملكرد مجلس هفتم، در زمينه ى قانون گذارى هاى مردم گرا، چون تصويب طرح تثبيت
قيمت ها، الگوى مديريتى و قانون گذارى اصول گرا را در چشم مردم، موفق نشان مى داد،
در نتيجه احمدى نژاد توانست، به عنوان نماينده ى جريان ناب اصول گرا - با استفاده
از ويژگى هاى شخصى و فضاى پيش گفته - در مرحله ى اول، گوى سبقت را از نامزدهاى ديگر
بربايد و در مرحله دوم، پيروز نهايى انتخابات شود.
7 . واكنش مردم به فضاى دو قطبى انتخابات
مرحله ى اول انتخابات، در فرايندى منطقى و همزيستى مسالمت آميز ميان نامزدها به
فرجام رسيد؛ در اين مرحله، انتخابات در فضايى متكثر، متسامح و تقريباً اثباتى شكل
گرفت ولى پس از راه يافتن آقايان احمدى نژاد و هاشمى رفسنجانى به دور دوم، حاميان و
ستاد آقاى هاشمى، در اقدامى نسنجيده و غير عقلانى، فضاى انتخاباتى كشور را سياه و
سفيد تصوير كردند و از نامزد خود - به رغم پيشينه و تلقى اى كه مردم از او داشتند -
فرشته و از رقيب او، با وجود محبوبيت مردمى، ديو ساختند و از همه ى ابزار و
امكان هاى مادى و معنوى، چون احزاب اصلاح طلب، ملى - مذهبى ها، روشنفكران دينى و
عرفى، سياستمداران، هنرمندان، ورزشكاران، علما و مراجع و در يك كلام اپوزيسيون و
پوزيسيون كمك گرفتند تا رقيب را بر زمين بكوبند. اين راه كار، ماهيت ضد تبليغ به
خود گرفت و مردم احساس كردند كه آنان به هر قيمتى مى خواهند آقاى هاشمى رفسنجانى را
برآن ها تحميل كنند، لذا سربر تافتند و جانب رقيب او را گرفتند. هاشمى رفسنجانى
پيش تر گفته بود: »من نمى توانم بپذيرم كسانى كه تجربه كارى ندارند بيايند و رأى
بياورند.«(77) اين چنين اظهاراتى كه نمايانگر موضعى اربابانه تلقى شد، بيش تر مردم
را تحريك كرد كه قدرت واقعى خود را آشكار سازند.
بنابراين، مردم با شناختى كه از احمدى نژاد و رقيبش پيدا كرده بودند، به يارى وى
شتافتند و تا كاخ رياست جمهورى او را همراهى كردند.
پی نوشت ها:
1) سورهى يس (26) آيهى 20.
2) سورهى آل عمران (3) آيهى 140.
3) وقتى خبرنگار به احمدىنژاد مىگويد كه آبادگران از شما حمايت مىكند، وى جواب
مىدهد: آبادگران، حزب و گروه نيست بلكه يك انديشه است. )روزنامه خبر، 4/4/84، ص 2)
4) گفتنى است، آقايان هاشمى رفسنجانى با كسب 6159453 رأى در جايگاه اول و محمدباقر
قالىباف با احراز 4075189 رأى در جايگاه چهارم و على لاريجانى با كسب 1740163 رأى
در جايگاه ششم و محسن مهرعلىزاده با احراز 1289323 رأى در جايگاه هفتم قرار گرفتند.
5) روزنامه مردم سالارى، 14/2/84، ص 1.
6) روزنامه خراسان، 26/3/84، ص 16.
7) روزنامه شرق، 1/3/84، ص 6.
8) روزنامه راه مردم، 27/2/84، ص 4.
9) روزنامه شرق، 3/5/83، ص 4.
10) روزنامه رسالت، 26/7/83، ص 3.
11) روزنامه ايران، 19/3/84، ص 2.
12) روزنامه مردمسالارى، 21/10/83، ص 3.
13) روزنامه ابتكار، 1/4/84، ص 1.
14) روزنامه سياست روز، 4/4/84، ص 3.
15) همان، 2/4/84، ص 2.
16) هفتهنامه مرز پرگهر، 24/3/84، ص 2.
17) ماهنامه نامه، نيمه تير 84، ش 39، ص 14.
18) روزنامه شرق، 13/4/84، ص 1 (سرمقاله به قلم حميدرضا ابك).
19) روزنامه كيهان، 31/3/84، ص 2.
20) روزنامه آفتاب يزد، 5/4/84، ص 1 (سرمقاله).
21) خاتمى: از تلاش صدا و سيما در عرصه انتخابات تقدير مىكنم. برنامهها، شجاعانه
و مبتكرانه انجام شدهاست، البته طبيعى است كه برخى از نامزدها ]مانند هاشمىرفسنجانى
[گلايه داشته باشند اما صدا و سيما جانبدارى خاصى نكرده است و فضايى فراهم كرده كه
همه صحبت كنند. (روزنامه ايران، 25/3/84، ص 3)
رمضان زاده: هيأت دولت، نقش صدا و سيما در پخش برنامه نامزدهاى انتخابات رياست
جمهورى را مثبت و بىطرفانه ارزيابى مىكند. (روزنامه آفتاب يزد، 21/3/84، ص 7)
22) 19/10/83
23) 10/11/83
24) فروردينماه 1384
25) 11/2/84
26) 3/3/84
27) 6/3/84
28) روزنامه شرق، 13/4/84، ص 2.
29) تنها در نظر سنجى 23 خرداد 84 كه به سفارش خبرگزارى فارس انجام شده بود، احمدىنژاد
به رتبهى سوم ارتقا يافت.
30) روزنامه فجر، 19/2/84، ص 2.
31) روزنامه شرق، 27/1/84، ص 2.
32) همان، 17/2/84، ص 4.
33) همان، 10/3/84، ص 4.
34) روزنامه فرهنگ آشتى، 12/3/84، ص 3.
35) روزنامه شرق، 17/3/84، ص 4.
36) روزنامه فجر، 21/2/84، ص 2.
37) روزنامه قدس، 26/10/83، ص 2.
38) روزنامه ابتكار، 26/10/83، ص 2.
39) روزنامه شرق، 29/1/84، ص 4.
40) همان، 7/2/84، ص 4.
41) روزنامه آفتاب يزد، 21/2/84، ص 5.
42) روزنامه شرق، 9/3/84، ص 4.
43) همان، 3/2/84، ص 4.
44) روزنامه اعتماد، 9/3/84، ص 12.
45) روزنامه شرق، 18/3/84، ص 4.
46) روزنامه سياست روز، 30/3/84، ص 1.
47) روزنامه فرهنگ آشتى، 9/3/84، ص 3.
48) همان، 12/3/84، ص 3.
49) روزنامه شرق، 9/3/84، ص 4.
50) همان، 29/3/84، ص 26.
51) روزنامه صداى عدالت، 9/3/84، ص 2.
52) روزنامه شرق، 10/2/84، ص 4.
53) روزنامه ابرار، 6/4/84، ص 1.
54) روزنامه ايران، 27/1/84، ص 7.
55) روزنامه ابرار، 2/4/84، ص 2.
56) روزنامه ابرار، 6/4/84، ص 2.
57) روزنامه شرق، 9/3/84، ص 4.
58) روزنامه ابرار، 6/4/84، ص 2.
59) روزنامه سياست روز، 20/2/84، ص 1 و 3.
60) روزنامه شرق، 21/2/84، ص 1.
61) هفتهنامه چلچراغ، 11/4/84، ش 154، ص 22.
62) روزنامه رسالت، 11/8/82، ص 5.
63) روزنامه كيهان، 5/8/82، ص 12.
64) روزنامه همشهرى، 27/11/83، ص 8.
65) روزنامه كيهان، 3/2/84، ص 2.
66) همان، 11/2/84، ص 2.
67) جامعهى مدنى و ايران امروز (مجموعه مقالات)، ص 32.
68) روزنامه شرق، 9/4/84، ص 6.
69) همان، 30/4/84، ص 5.
70) همان، 29/4/84، ص 6.
71) روزنامه مردم سالارى، 5/6/84، ص 10.
72) روزنامه ايران، 5/4/84، ص 21.
73) روزنامه جوان، 1/4/84، ص 2.
74) سورهى آل عمران(3) آيه 54.
75) روزنامه آفتاب يزد، 2/10/83، ص 11.
76) روزنامه كيهان، 7/2/84، ص 14.
77) روزنامه ابرار، 20/12/83، ص 2.
|