|
4 . حقيقت اين است كه تنها دليل قابل توجه، در سبقت گرفتن احمدى نژاد بر قالى باف،
اين بود كه در هفته ى آخر انتخابات كه نوعاً مردم ايران به تصميم نهايى خود مى رسند،
قالى باف وقت اضافه آورد و احمدى نژاد با كمبود وقت مواجه شد؛ يعنى قالى باف با
تبليغات انبوه و پر حجم، همه ى ظرفيت خود را به نمايش گذاشته و اشباع كرده بود و در
هفته ى پايانى كه بسيار تعيين كننده است، سخن جديدى براى گفتن نداشت و فيلم
تبليغاتى او نيز بسيار معمولى و فاقد هرگونه برجستگى و تأثيرگذارى لازم بود، اما از
آن طرف، هر چه زمان مى گذشت، كسان بيش ترى با احمدى نژاد آشنا مى شدند و
برطرفدارانش افزوده مى شد و فيلم تبليغاتى او نيز از فيلم هاى همه ى نامزدهاى ديگر،
تأثيرگذارتر و جذاب تر بود.
يكى از امتيازهاى فيلم وى اين بود كه ديگران در فيلم هايشان، از عملكرد خود دفاع مى كردند
و خود را مى ستودند اما در فيلم تبليغاتى احمدى نژاد، اين مردم بودند كه از وى دفاع
مى كردند و او را مى شناسانند. داستان ديگران، داستان متهمى بود كه به تنهايى از
خود دفاع مى كرد ولى حكايت احمدى نژاد، حكايت متهمى بود كه انبوه مردم هم شاهد او
بودند و هم وكلاى مدافع اش!
مسعود جورابلو، از اعضاى برجسته ستاد قالى باف، در مصاحبه با روزنامه مردم سالارى،
ضمن رد ادعاى حمايت سازمان يافته از احمدى نژاد، اظهار عقيده مى كند كه: »در هفته
آخر كه آخرين پيام ها و دستاوردهاى تبليغاتى بايد به گوش افكار عمومى مى رسيد، آقاى
احمدى نژاد بسيار موفق تر عمل كرد و حتى ما كه در فضاى رقيب ايشان بوديم، به وضوح
حس كرديم كه پختگى مجموعه تبليغاتى آقاى احمدى نژاد، در چند روز آخر به مراتب از
ساير كانديداها بالاتر رفت و همين امر باعث شد كه او بتواند انتخابات را به دور دوم
بكشاند و اين قابليت را ايجاد كند كه بتواند همراه آقاى هاشمى به دور دوم برود.«
جورابلو اختلاف اصول گرايان را زمانى معنى دار مى داند كه بتوانيم اصول گرايان را
به صورت يك مجموعه واحد و يك قوه مشخص داراى استراتژيست و تئوريسين مشخص به لحاظ
تشكيلاتى بدانيم. در آن صورت ممكن است بين طيف X و Y اختلاف درگيرد اما وقتى كل
اصول گرايان به صورت يك جبهه كاملاً غير تشكيلاتى، هر كدام در شقوق مختلف با تنوع و
تكثر سراغ كانديداى خاص رفتند مخصوصاً در 48 ساعت آخر، همه انتخاب خود را كرده
بودند.
وى در مورد پيش بينى خود از نتيجه انتخابات مى گويد: »ما دقيقاً تا روز بيست و
چهارم اين حس را داشتيم كه دور دوم انتخابات حتمى است و حضور آقاى قالى باف در دور
دوم نيز تقريباً براى ما مسجل شده بود ولى روز بيست و ششم ما همين حرف را با شك بيش ترى
مى زديم؛ يعنى ]در[ حضور ما در دور دوم ترديدى حاصل شده بود كه مبناى آن نيز صعود
فعاليت ها و كنش هاى تبليغاتى آقاى احمدى نژاد بود. در نتيجه ما در روز بيست و ششم
مشغول دعا بوديم.«(181)
2-2- تخلفات سه گانه
آقاى كروبى، درباره ى نتايج انتخابات مرحله ى اول، سه ادعا در رسانه ها مطرح كرده
كه ابتدا به نقل و سپس به نقد آن ها خواهيم پرداخت تا حقيقت امر آشكار شود. وى مى گويد:
از زمان شمارش آرا در ساعت پنج صبح، من جزو نفرات اول در انتخابات بودم، اما ناگهان
در ساعت 7/40 دقيقه صبح وقتى كه از خواب بيدار شدم ديدم كه نتايج آرا به صورت جهشى
و با آرا پراكنده به كلى متحول شده و نام يك كانديداى ديگر جزو نفرات اول انتخابات
از سوى شوراى نگهبان اعلام شده است.(182)
من در 27 استان رأى اول را آورده ام و تنها در سه استان تهران، قم و اصفهان سرنوشت
انتخابات تغييركرد. من يك روحانى هستم و وقتى براى تبليغات به قم رفته بودم حتى
مسؤولان قم نيز باور نمى كردند كه چنين جمعيتى در حمايت از من در قم جمع شوند ولى
على رغم تمام اين ها، احمدى نژاد در قم 250 هزار رأى آورد و من 25 هزار رأى، هم
چنين در تهران 250 هزار رأى آوردم و وى بيش از يك ميليون رأى كه مسؤولين اجرايى
بايد توضيح بدهند، چطور يك نفر در 27 استان بيش ترين رأى را به دست مى آورد ولى يك
نفر فقط در سه استان رأى مى آورد كه سرنوشت انتخابات را تغيير مى دهد. در بيرجند در
استان خراسان جنوبى 270 هزار واجد شرايط رأى دادن وجود داشت ولى 298هزار رأى به
صندوق ها ريخته شده بود كه ظاهراً اين آراى اضافى را فرشته هاى آسمانى به صندوق ها
ريخته اند.(183)
باز هم مى گويم، نتيجه آرا مخدوش است. متأسفم كه بگويم انتخابات اخير آخرين برگ
سياهى بود كه به پرونده دولت اصلاحات الصاق شد. من به مردم عرض مى كنم كه من خود را
منتخب آن ها مى دانم و نتيجه اعلام شده را قبول ندارم.(184)
ادعاهاى ياد شده را مى توان در سه محور زير خلاصه كرد:
1 . كروبى در 27 استان نفر اول بوده و تنها در سه استان، سرنوشت انتخابات تغيير
كرده است.
2 . نتايج اعلام شده در سه استان تهران، قم و اصفهان، قابل قبول نيست.
3 . اختلاف فاحش ميان آراى اعلام شده در خراسان جنوبى با واجدان شرايط رأى دادن،
دليل آشكار بر تقلب است!
نقد و بررسى
سوگمندانه هر سه ادعاى آقاى كروبى، به دلايل زير، خلاف واقع و صرف توهم است.
1 . براساس گزارش هاى ستاد انتخابات وزارت كشور، نامزدهاى زير بيش ترين رأى
استان هاى ذيل الذكر را كسب كرده اند:
الف - مهدى كروبى در 11 استان؛ كهكيلويه و بويراحمد، لرستان، كرمانشاه، كردستان،
ايلام، بوشهر، خوزستان، گلستان، هرمزگان، فارس و همدان.
ب - محمود احمدى نژاد در 9 استان؛ تهران، اصفهان، يزد، قم، خراسان جنوبى، چهار محال
و بختيارى، سمنان، قزوين و مركزى.
ج - اكبر هاشمى رفسنجانى در 3 استان؛ كرمان، گيلان، زنجان.
د - محسن مهرعليزاده در 3 استان؛ آذربايجان شرقى، آذربايجان غربى و اردبيل.
ه - محمدباقر قالى باف در 2 استان؛ خراسان رضوى و خراسان شمالى.
و - على لاريجانى در استان مازندران.
ز - مصطفى معين در استان سيستان و بلوچستان.(185)
بنابراين، ادعاى آقاى كروبى مبنى براين كه در 27 استان رأى اول را كسب كرده، توهم
انتخاباتى است، چون وى تنها در 11 استان رأى اول را احراز كرده است و آقاى احمدى
نژاد در 9 استان )از جمله پرجمعيت ترين استان كشور يعنى تهران( بيش ترين رأى را كسب
كرده و آشكار است كه آراى استان ها، هم به لحاظ درصد جمعيت واجدان شرايط متفاوت است
و هم به لحاظ درصد رأى دهندگان؛ مثلاً در استان اصفهان كه احمدى نژاد نفر اول شده
است، مشاركت مردم 60 درصد بوده، اما در استان كردستان كه كروبى رأى اول را آورده،
مشاركت مردم 38 درصد بوده است، به همين دليل، آقاى هاشمى رفسنجانى - با اين كه تنها
در سه استان از آراى بيش ترى برخوردار بوده - نفر اول اعلام شده است.
2 . در بند اول معلوم شد كه آقاى احمدى نژاد در 9 استان رأى اول را احراز كرده است،
نه در سه استان و اما در همان سه استان هم تفاوت رأى چنين است:
الف - در استان اصفهان، از 1/757/975 رأى مأخوذ، احمدى نژاد 801/676 رأى و كروبى
تنها 196/512 رأى احراز كرده اند.
ب - در استان تهران، از 3/498/991 رأى مأخوذ، احمدى نژاد 1/123/666 رأى و كروبى
تنها 185/402 رأى احراز كرده اند.
ج - در استان قم، از 484/072 رأى مأخوذ، احمدى نژاد 256/110 رأى و كروبى تنها
25/282 رأى احراز كرده اند.
با اين وصف، مردمانى كه در اين انتخابات شركت كرده اند، بهتر از هر كس مى دانند كه
آقاى كروبى، دچار توهم شده است، زيرا وقتى مردم تهران، حاضر نشدند براى نمايندگى
دوره ى هفتم مجلس شوراى اسلامى به وى رأى بدهند و لذا در مرحله ى دوم هم نتوانست به
مجلس راه يابد، چگونه توقع دارد كه براى مسؤوليت سنگين ترى چون رياست جمهورى به وى
رأى داده باشند؟!
وقتى در سفر انتخاباتى احمدى نژاد، به استان اصفهان، مردم تا كيلومترها به استقبال
او مى روند و براثر ازدحام جمعيت يكى از استقبال كنندگان به رحمت الهى مى رود، هر
ناظر بى طرفى مى فهمد كه مردم اصفهان چه تصميمى گرفته اند. اين واقعيت را مى توان
از آراى زادگاه مصطفى معين )نجف آباد( به درستى فهميد. در نجف آباد، از مجموع
119/824 رأى مأخوذ، احمدى نژاد با 41/824 رأى نفر اول و معين با 26/517 رأى نفر دوم
شدند.
در استان قم، حكايت شنيدنى تر است، آن گاه كه احمدى نژاد در ميان موج جمعيت وارد
مسجد بزرگ امام حسن عسكرى)ع( در سه راه بازار شد، كاملاً آشكار بود كه سونامى بزرگى
در راه است. به عنوان نمونه، در خيابان هاى قم، به ندرت عكسى از هاشمى يا كروبى بر
شيشه مغازه ها مشاهده مى شد ولى عكس هاى احمدى نژاد بر شيشه مغازه ها، ماشين ها و
منازل فراوانى نصب شده بود و اين حكايت از آن داشت كه اين افراد نه تنها تصميم
داشتند به احمدى نژاد رأى بدهند بلكه تبليغ كنندگان او نيز بودند. آرى
چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.
چترها را بايد بست، زيرا باران بايد رفت.
3 . آقاى كروبى، نتيجه انتخابات در استان خراسان جنوبى را نمونه ى روشنى از تقلب
ذكر كرده و گفته است، در حالى كه واجدان شرايط 270 هزار نفرند اما 298 هزار رأى به
صندوق ها ريخته شده است! اما به زودى معلوم شد كه وى به سبب اطلاعات غلط يا خشم
خروشان، 370هزار را 270 هزار خوانده است چرا كه براساس آمار رسمى ستاد انتخابات
وزارت كشور دولت خاتمى، در استان خراسان جنوبى تعداد واجدين شرايط 370/127 نفر و كل
برگ هاى مأخوذ 290/879 بوده است كه براين اساس 78/59 درصد افراد واجد شرايط در اين
استان، در انتخابات شركت كرده اند.(186) پس اين ادعاى آقاى كروبى هم مانند ديگر
ادعاهايش خلاف واقع است.
موضع شوراى نگهبان
متأسفانه آقاى كروبى، ترجيح داد به جاى پى گيرى شكواييه خود از راه هاى قانونى، به
جنجال آفرينى رسانه اى و بيان ادعاهاى خلاف واقع بپردازد ولى شوراى نگهبان، طى
نامه اى به وزارت كشور نوشت:
»على رغم عدم دريافت هيچ گونه شكايت توسط نامزدها در موعد مقرر قانونى، نسبت به
تخلفات انتخابات، جهت رفع هرگونه شك و ترديد، شوراى نگهبان لازم مى داند براى بررسى
دقيق تر انتخابات شهرستان هاى تهران، اصفهان، قم و مشهد، هر چه سريع تر و با قيد
فوريت تعداد حداكثر 100 صندوق، تهران 40 صندوق، اصفهان 20 صندوق، قم 20 صندوق و
مشهد نيز 20 صندوق به طور تصادفى به صورت قرعه توسط نمايندگان هيأت اجرايى و نظارت
شهرستان ها باز شمارى و تا ساعت 18 بعد از ظهر امروز مورخ 84/3/30، با توجه به
ضرورت اجراى كامل قانون اساسى در برگزارى انتخابات به مرحله دوم رياست جمهورى در
جمعه آينده سوم تيرماه نتيجه به شوراى نگهبان اعلام گردد.«(187)
شوراى نگهبان، در نامه اى ديگر، ضمن تأييد صحت انتخابات مرحله ى اول نوشت:
»پس از اتمام مهلت قانونى، نامه اى از سوى ستاد آقاى معين واصل شد كه ضمن بيان
مسائل كلى و بدون مستند قانونى، صرفاً خواهان تعويق زمان برگزارى مرحله دوم
انتخابات شده است كه علاوه براين كه اطلاق شكايت برآن نمى شود، متضمن خواسته غير
قانونى است.
مع الوصف شوراى نگهبان، متعاقب اظهارات كلى آقاى كروبى در رسانه هاى عمومى، به حسب
تأمين خاطر و اطمينان كافى ديروز طى نامه 83/30/12508 به وزارت كشور، اجازه داد كه
تعدادى از صندوق ها را باز شمارى كنند. على رغم عدم تمايل آن وزارت خانه به
بازشمارى آرا، به دليل عدم ضرورت، اين اقدام در برخى از شهرستان ها انجام شد كه هيچ
گونه خدشه اى برنتيجه آرا و روند انتخابات در پى نداشت.«(188)
بنابراين، همان طور كه ملاحظه شد، ادعاهاى آقاى كروبى به دلايل پيش گفته غير منطقى
و خلاف واقع اند.
حقيقت اين است كه كسانى، به هر دليل و شايد هم با برنامه ريزى و براى جدا كردن
كروبى از نظام، او را به اين مواضع ناسخته و غير آزموده كشاندند. وزارت كشور تعمداً
از اعلام آراى احمدى نژاد در شهرهاى بزرگ چون تهران و اصفهان تعلل ورزيد تا آقاى
كروبى اميدوار شود و پس از اعلام قطعى نتايج، دچار توهم گردد كه چنين شد.
سخنان دكتر احمدى نژاد، در اين باره، بهترين تفسير اين رويداد به طور مختصر است. وى
مى گويد:
»وزارت كشور به صورت حزبى عمل مى كند و در روز شنبه، آراى چند شهر بزرگ كه بنده
بيش ترين رأى را داشته ام، تا آخر شب نگاه داشت و در آخرين لحظات اعلام كردند تا
زمينه، براى برخى ادعاها فراهم شود. حال آن كه اگر بنابر ادعا باشد، ما مدعى هستيم،
زيرا براساس گزارش هاى قطعى، ما در نتايج نهايى، اول بوديم، ولى براى ما اول يا دوم
بودن فرقى نمى كند، بعضى جاها بايد به ريش سفيدان احترام بگذاريم.«(189)
مهندس مسعود زريبافان )رئيس ستاد انتخاباتى دكتر احمدى نژاد( نيز در همين زمينه
گفت:
»نحوه اعلام آراى شمارش شده، از سوى وزارت كشور، بيش تر به يك جنگ روانى شباهت پيدا
كرده است و ما به اين نحوه مديريت كار انتخابات، به شدت معترض هستيم. ارزيابى هاى
دقيق ما نشان مى دهد كه دكتر احمدى نژاد، در كل كشور بيش ترين آرا را در مقايسه با
ساير نامزدها به دست آورده است، اما وزارت كشور به گونه اى نتايج شمارش آرا را
اعلام مى كند كه گويا ايشان در مكان سوم قرار دارد و اين امر، خشم بسيارى از مردم
را موجب شده است.«(190)
ب - بازخوانى پرونده ى تخريب
در بخش اول اين گفتار، درباره ى پرونده ى تقلب، بحث شد و معلوم گرديد كه هيچ مدرك و
قرينه ى معتبرى كه نشان دهنده ى تقلب سازمان يافته در انتخابات نهم باشد، وجود
ندارد و اگر چنين بداخلاقى يا جرمى اتفاق افتاده باشد حتماً عليه احمدى نژاد بوده و
توسط ديگران انجام گرفته است. اما درباره ى پروندى تخريب، سخن بسيار است و
عمده ترين مدعى در اين مقوله، هاشمى رفسنجانى است، همو كه پس از اعلام نتايج
مرحله ى اول انتخابات، با صدور بيانيه اى، در اعتراض به روند برگزارى انتخابات
نوشت:
»آن چه كه امروز بيش از هر چيز ديگر براى استحكام نظام كار آرايى دارد، همان اسلام
نابى است كه مفسّر آن امام راحل هستند و نه افكار متحجر و اعمال رياكارانه. امروز
ريا و تحجر از يك سو سمى مهلك و مانع جدى در راه توسعه كشور و سعادت جامعه است و از
سويى ديگر آتشى است بنيان سوز كه معارف مترقى و آسمانى اسلام و قرآن را خاكستر
مى كند. متأسفانه همان تفكرى كه در دوران مبارزه در مقابل امام)ره( و همراهان
ايستادگى مى كرد و امام را مسؤول خون هاى ريخته شده در راه انقلاب معرفى مى نمود،
امروز پوستين اسلام را وارونه پوشيده و رياكارانه به فريبكارى مشغول است و اصرار
دارد كه افكار معيوب خود را به جاى معارف اصيل اسلام به ديگران تحميل كند. تفكرى كه
حاميان امروزى آن على رغم اعلام و دستور صريح رهبر معظم انقلاب مبنى بر تحريم تخريب
ديگران در مبارزات انتخاباتى، ميلياردها تومان از بيت المال را صرف تهيه و نشر
تهمت ها و اهانت ها و دروغ هاى خطرناك مى كنند كه تاكنون ده ها ميليون شب نامه
منتشر كرده و هنوز هم دست بردار نيستند.«(191)
بررسى اين ادعا كه »ميلياردها تومان از بيت المال« صرف تخريب شده - كه ادعاى بسيار
بزرگى است و اثبات آن بسيار دشوار - در خور بحث مستقلى است ولى پيش از كند و كاو
درباره ى اين مقوله، بايد دانسته شود كه؛
اولاً: آيا تخريب هاى انتخابات نهم، تنها متوجه آقاى هاشمى رفسنجانى بوده يا كسان
ديگرى هم تخريب شده اند؟
ثانياً: تخريب گران چه كسانى بوده اند؛ اصول گرايان، اصلاح طلبان يا دشمنان نظام و
به هر روى، ستاد آقاى هاشمى رفسنجانى چه نقشى در اين تخريب ها داشته است؟
ثالثاً: اين تخريب ها فقط در انتخابات نهم، اتفاق افتاده يا در انتخابات مجلس ششم
نيز سابقه داشته است؟
رابعاً: آيا برخورد آقاى هاشمى رفسنجانى با مسأله ى تخريب در انتخابات مجلس ششم و
انتخابات نهم يكسان بوده يا متفاوت و اگر دوگانه برخورد شده، سرّآن چه بوده است؟!
براى پاسخ دادن به اين پرسش ها، بايسته است، محورهاى زير مورد كاوش قرار گيرند:
1 . تبارشناسى تخريب در انتخابات مجلس ششم ؛
2 . پديده شناسى تخريب در انتخابات نهم ؛
1-2- تخريب هاى مرحله ى اول انتخابات،
2-2- تخريب هاى مرحله ى دوم انتخابات.
1 . تبارشناسى تخريب در انتخابات مجلس ششم
در آستانه ى انتخابات ششمين دوره ى مجلس شوراى اسلامى (29 بهمن 78) كه هاشمى
رفسنجانى، به عنوان نامزد مشترك جبهه ى پيروان خط امام و رهبرى و حزب كارگزاران
سازندگى، به عرصه رقابت آمده بود، توسط اصلاح طلبان - به سردمدارى حزب مشاركت و
دفتر تحكيم وحدت - به طور ناجوانمردانه اى تخريب و ترور شخصيت شد. آقاى هاشمى چهار
پنج سال بعد، در بخشى از گفت وگوى 16 ساعته با روزنامه كيهان، پرده از انگيزه و
اقدام تخريب گران برداشت و علاوه بر ماجراى غم انگيز تخريب، به مواردى از تقلب در
آن انتخابات اشاره كرد.(192)
هم چنين وى در آستانه ى ورود به انتخابات نهمين دوره ى رياست جمهورى، در مصاحبه اى
با روزنامه شرق از آن روزها با تلخى بسيار ياد كرد و گفت:
»به برخى از گروه ها ]در جريان انتخابات مجلس ششم[ پول و مأموريت دادند كه تخريب
كنند، در مورد يك پرداخت 30 ميليونى پرونده در دادگاه مطرح شد. گويا آن ها فكر
كردند كه وقت آن رسيده كه همه چيز را بگيرند. رياست جمهورى را كه داشتند، فكر
مى كردند اگر فردى مثل من وارد مجلس شود، گرفتن مجلس آسان نيست.«(193)
جبهه ى دوم خرداد، در توجيه تخريب و تخلف هاى پيش گفته، ادعا مى كرد: براى تداوم
اصلاحات و جلوگيرى از ويرانى و بدبختى و فاجعه در جامعه، چاره اى جز تخريب هاشمى
رفسنجانى نداشته است؛ فى المثل عباس عبدى، در جلسه ى پرسش و پاسخ دانشجويان در
دانشگاه سمنان، با اعتراف به تخريب هاشمى توسط حزب مشاركت، گفت: »اگر آقاى هاشمى
رفسنجانى وارد انتخابات نمى شد، ايشان را مورد نقد قرار نمى داديم و اگر ما اين كار
را نمى كرديم، انتخاب ايشان به عنوان نفر اول، معلوم نبود چه وضعى به وجود مى آورد
و همه وحشت داشتند كه ايشان مجلس را از حيزانتفاع خارج كند.«(194)
ذكر نمونه هاى مستندى از اين تخريب ها، مى تواند ما را به داورى درست، رهنمون گردد:
الف - حبيب اللَّه پيمان، در كنفرانس مطبوعاتى »جمعى از فعالان ملى - مذهبى« حضور
هاشمى رفسنجانى، در مجلس ششم را فاجعه خواند و گفت:»هاشمى را در رأس ائتلافى
مى دانم كه ميان محافظه كاران سنت گرا و متجدد )جناح راست و كارگزاران( شكل گرفته و
در نقطه مقابل ائتلاف نيروهاى اصلاح طلب قرار دارد.« پيمان، پيروزى ائتلاف ياد شده
را براى ثبات و وفاق ملى، »فاجعه بار« خواند و گفت كه در صورت اكثريت يافتن آنان بر
مجلس، سلطه طبقاتى و سرمايه خارجى بركشور حاكم شده و جامعه، ظاهرى از دموكراسى
خواهد داشت.(195)
ب - عباس عبدى عضو شوراى مركزى حزب مشاركت، هاشمى را متعلق به گذشته دانست و در نفى
حضور وى گفت: »متأسفانه او)هاشمى( هميشه از گذشته دفاع مى كند، در حالى كه مطلقاً
گذشته قابل دفاع كلى نيست و اگر هم نكات مثبتى داشته باشد، نكات منفى آن بيش تر است
و او بايد پاسخ گوى آن ها باشد، البته وى گذشته را مساوى هويت كنونى خود مى داند و
اين چيزى نيست كه افكار عمومى بخواهد آن را بپذيرد، حال اگر مى گوييد نه، منتظر روز
29 بهمن باشد ... مگر كسى اين افتخارات را مى خرد كه ما بخواهيم آن را بفروشيم،
دوران هشت ساله چيزى ندارد كه خريده شود، هيچ كس حاضر نيست از اين دوران دفاع
كند.«(196)
ج - على اكبر محتشمى پور، عضو مجمع روحانيون مبارز، در نقد حضور هاشمى در انتخابات
مجلس ششم، گفت: »از شاخصه هاى آقاى هاشمى اين است كه خيلى خوب مى تواند سوار موج
شود و طبيعتاً از موج جبهه دوم خرداد هم استفاده مى كند. آقاى هاشمى در ده سال
گذشته در انتخابات متعددى وارد شده است و به نظر من نتوانسته است نمره قبولى بگيرد
و او از شاگردانى است كه در تمام انتخابات به خصوص دوره چهارم مجلس مردود شده است و
اگر ايشان بخواهد مثل گذشته عمل كند و به جناح راست تكيه زند، در اقيانوسى كه خودش
كشتى نجات جناح راست است، غرق خواهد شد و هم خودش و هم كشتى از بين مى رود.«(197)
د - عبدالكريم سروش، از نظريه پردازان جريان روشنفكرى دينى، نيز به صف مخالفان
هاشمى پيوست و حضور وى را موجب تشويش دانست: »ببينيد ورود هاشمى رفسنجانى به صحنه
انتخابات چه تلاطمى را ايجاد كرده است. علت اين است كه هاشمى رفسنجانى حريفى قوى
مى باشد. البته حق شهروندى اوست كه در صحنه انتخابات حضور پيدا كند. اما سؤال اين
است كه اين قوت را از كجا به دست آورده است؟ آيا در ميدان مسابقه دموكراتيك آن را
به دست آورده يا در مسابقه غير دموكراتيك، كسى كه قدرت خود را از طريق غير
دموكراتيك به دست آورده، ورود او به مسابقه تشويش ايجاد مى كند، لذا بهتر است چنين
كسى از حق خود استفاده نكند و به دموكراتيك بودن مسابقه لطمه نزند. كسانى بايد وارد
شوند كه برجستگى خود را در مسابقه دموكراتيك كسب كرده اند، در غير اين صورت ورودشان
با اخلال همراه خواهد شد.«(198)
ه - شديدترين اين اتهام ها، مقاله اى به نام »عالى جناب سرخ پوش« به قلم اكبرگنجى
بود كه سرشار از انتقاد نسبت به سياست ها و عملكرد آقاى هاشمى رفسنجانى بود.
اين اتهام و تخريب، آن قدر ناجوانمردانه بود كه حتى برخى از نشريه هاى دوم خردادى،
نيز آن را غير منصفانه خواندند. به هر حال وى در آن مقاله نوشته بود: »عالى جناب
سرخ پوش بايد در دو زمينه مشخص به شهروندان پاسخ گو باشد؛ اول ادامه جنگ بعد از فتح
خرمشهر كه باعث به شهادت رسيدن صدها هزار تن از بهترين فرزندان اين مرز و بوم شد.
هزاران معلول برجاى گذارد و ميلياردها دلار خسارت بر جاى نهاد. دوم، قتل هاى
زنجيره اى دگرانديشان و دگرباشان.«(199)
و - ميتينگ انتخاباتى جبهه مشاركت ايران اسلامى با عنوان »همايش بزرگ دانشجويى جبهه
مشاركت چرا و چگونه«؟ به مدت سه ساعت و نيم در سالن سرپوشيده شهيد افراسيابى،
ورزشگاه شهيد شيرودى تهران بزرگ شد و جمعيت حدوداً چهار هزار نفرى حاضر در سالن
يكصدا شعارهايى عليه هاشمى رفسنجانى سردادند؛ مانند
»دانشجو بيدار است از هاشمى بيزار است، عالى جناب سرخ پوش پاسخ گو پاسخ گو، توسعه
سياسى با هاشمى نمى شه، آزادى انديشه با هاشمى نمى شه.«
مجله اى با عنوان »نقد« در نقد عملكرد دوران سازندگى دولت آقاى هاشمى رفسنجانى به
قلم بورقانى، سحابى، عبدى، علوى تبار، مؤمنى، ميرزايى و ابراهيم يزدى و جزوه اى با
نام »جنبش دانشجويى - هاشمى رفسنجانى« نيز در صدها نسخه در اين ميتينگ پخش شد. اين
نشريات را دفتر تحكيم وحدت منتشر كرده بود.(200)
ز - ستاد خبرى كارگزاران گزارش داد: »گردهمايى بزرگ جوانان حزب كارگزاران سازندگى«
كه با حضور گروهى از جوانان تهران در سالن شهيد افراسيابى برگزار شده بود، توسط يك
گروه ديگر به تشنج كشيده شد.
پس از سخنرانى فائزه هاشمى، از اعضاى شوراى مركزى حزب كارگزاران سازندگى، توسط گروه
فشار جبهه مشاركت، با سردادن شعارهايى عليه آيت اللَّه هاشمى رفسنجانى، از ادامه
برنامه هاى گردهمايى جلوگيرى و به يكى از كانديداهاى تهران توهين كردند.«(201)
ح - در اجتماع نزديك به دو هزار دانشجو در دانشگاه تهران، كه دفتر تحكيم وحدت بانى
آن بود، اجتماع كنندگان شعار مى دادند كه عالى جناب سرخ پوش پاسخ گو پاسخ گو،
دانشجو بيدار است از هاشمى بيزار است، سر دسته قاتلان على فلاحيان.
عباس عبدى در جمع دانشجويان گفت: مردم تهران در انتخابات مجلس ششم، براى هميشه
انديشه پدرسالارى را به گور خواهند سپرد. وى در حالى كه صحبت هايش پيوسته با
شعارهاى ضد هاشمى قطع مى شد، تصريح كرد: انديشه پدرسالارى، جز ويرانى و بدبختى
ثمره اى براى ملت برجاى نخواهد گذاشت.(202)
ط - عماد الدين باقى در يادداشتى به نام »نجات هاشمى و آزمون مشروعيت نظام«، نوشت:
»ملتى كه آرا خود را به صندوق ريخته است، باور ندارد كه هاشمى رفسنجانى به حد نصاب
رسيده باشد، همه مى گويند: ما به هاشمى رأى نداده ايم ولى او را به مجلس مى فرستند.
از سوى ديگر اخبار جسته و گريخته از ستاد انتخاباتى وزارت كشور، و نيز جبهه دوم
خرداد حاكى از ناديده گرفتن برخى از صندوق ها براى جلوگيرى از سقوط رتبه هاشمى و
حفظ او در رتبه سى ام است.(203)
2 . پديده شناسى تخريب در انتخابات نهم
سوگمندانه در انتخابات نهم، در هر دو مرحله، چهره ى ناميمون تخريب آشكار شد و بيش
از همه ى نامزدها، دامن گير هاشمى رفسنجانى و اصول گرايان، به ويژه احمدى نژاد و
قالى باف شد و نامزدهاى اصلاح طلب از كم ترين آسيب تخريبى هم در امان ماندند و
آقايان كروبى و معين، به نوعى خود يا هوادارانشان در تخريب هاشمى و اصول گرايان نقش
داشتند كه نمونه هايى از آن به طور مستند گزارش خواهد شد.
1-2- تخريب هاى مرحله ى اول انتخابات
در مرحله ى اول انتخابات، آقاى هاشمى رفسنجانى و نامزدهاى اصول گرا، به ويژه احمدى
نژاد و قالى باف به شدت تخريب شدند، كه در پى به ماجراى تخريب آنان پرداخته مى شود:
الف - تخريب هاشمى رفسنجانى
پيش تر توضيح داده شد كه چسان در آستانه ى انتخابات مجلس ششم آقاى هاشمى رفسنجانى،
توسط اصلاح طلبان، تخريب و ترور شخصيت شد. پس از آن تا نهمين دوره ى انتخابات رياست
جمهورى، فردى معروف به دكتر حسن عباسى با ايراد سلسله سخنرانى هايى به انتقادهاى
تند از مسؤولان عالى رتبه نظام از جمله هاشمى رفسنجانى پرداخت و بدين ترتيب ذهنيت
پديد آمده از تبليغات منفى اصلاح طلبان عليه وى را تثبيت كرد لكن در آستانه ى طرح
نامزدى هاشمى رفسنجانى، برخى از اصول گرايان مجلس هفتم چون الياس نادران، به نقد
سياست ها و عملكرد همكاران وى مانند اعضاى حزب كارگزاران سازندگى پرداختند و
ناخرسندى خود را از نامزدى او اعلام كرده، هشدار دادند كه اصلاح طلبان و
فرصت طلب ها در صدد مصادره ى هاشمى رفسنجانى هستند در حالى كه هاشمى از اصول گرايان
است!
اما با انتشار بيانيه ى مطبوعاتى ورود به عرصه ى رقابت انتخابات نهم، از سوى هاشمى
رفسنجانى، مهدى كروبى اولين كسى بود كه آشكارا عليه او موضع گيرى كرد و گفت:
»آقاى هاشمى با تأكيد بر عدم رغبت اوليه خود براى كانديداتورى و اشاره به مشكلات
داخلى و خارجى، به گونه اى سخن گفته اند كه گويا هيچ كس جز ايشان توان غلبه براين
مشكلات و نجات كشور را ندارد. اين نوع ورود به عرصه انتخابات در واقع آغاز تخريب و
يا حداقل ضعيف جلوه دادن ساير كانديداها مى باشد.
آقاى هاشمى در حالى از بى حرمتى به نخبگان، خدشه به آزادى هاى اساسى جامعه، طرد
نيروها، ايجاد تنش با ساير كشورها، خدشه به ارزش ها و ساير مسائل، ابراز نگرانى
كرده اند كه اين جانب معتقدم و ثابت خواهم كرد، آغاز بسيارى از اين مسائل در زمان
استقرار دولت ايشان بوده است.«(204)
هم چنين كروبى با انتشار بيانيه اى در پاسخ بيانيه ى انتخاباتى هاشمى رفسنجانى،
نوشت: »من معتقدم بلندترين گام در زمينه حذف و طرد نيروها دقيقاً در زمانى برداشته
شد كه شوراى نگهبان در آستانه انتخابات مجلس چهارم، تعداد زيادى از اصيل ترين
نيروهاى انقلاب و خدمتگزاران مردم را به بهانه هاى واهى رد صلاحيت كرد. آيا جناب
عالى به خاطر نداريد كه تعداد زيادى از اين نيروها به استناد گزارشات غير واقعى
وزارت اطلاعات تحت مديريت شما رد صلاحيت شدند؟ آيا در جريان هستيد - كه براساس
اخبار موجود - جرم اصلى همسر شهيد رجايى كه منجر به رد صلاحيت او شد، ادعاى اهانت
به جناب عالى و خانواده محترمتان بود؟
براى مردم جالب خواهد بود كه بدانند شما در برابر رد صلاحيت نيروهاى خدمتگزار به
كشور و ساير تلاش هاى علنى براى حذف نيروهاى انقلاب، كدام موضع گيرى علنى را انجام
داديد! آيا جناب عالى قبول داريد كه در بعضى موارد رفتار خود شما مؤيد روش هاى حذف
و طرد بود؟... جناب عالى با چه معيارى انتخابات مجلس چهارم كه در آن بعضى از وزراى
فعلى، همسر شهيد رجايى، همسر شهيد باكرى و صدها نيروى رزمنده، ايثارگر و مخلص كه
برخى از آن ها دوازده سال نماينده مجلس بودند رد صلاحيت شدند را بسيار بسيار خوب و
موفق دانستيد؟«(205)
موضع گيرى كروبى عليه هاشمى رفسنجانى به گونه اى مخرب بود كه مجيد انصارى، عضو مجمع
روحانيون مبارز و معاون پارلمانى خاتمى، گفت: »صدورنامه از سوى كروبى در خصوص نامه
هاشمى را نقد منصفانه نمى دانم.«(206)
اما محتشمى پور، ديگر عضو مجمع روحانيون مبارز و رئيس ستاد انتخاباتى كروبى، با رد
اظهارات مجيد انصارى، با تعابير ناشايستى به تخريب و تحقير هاشمى پرداخت و گفت:
»دولت سازندگى 60 ميليارد دلار استقراض خارجى را به دولت اصلاحات سپرد كه همگى
آن ها پرداخت شده است. اكنون فرصت آزمودن، نيست و مردم ايران نبايد آزموده را
بيازمايند. در بيانيه آقاى هاشمى رفسنجانى هم مشكلات كشور سياه نمايى شده و هم
كانديداهاى ديگر توسط اين بيانيه تخريب شده بودند و در ضمن نقش هاشمى به عنوان تنها
منجى كشور قلمداد شده بود. نامه كروبى به هاشمى باعث شد كه مردم احساس كنند كسى
پيدا شده كه حرف دل آن ها را زده است.«(207)
»اگر آراى خاموش اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهورى احيا نشود يا هاشمى رئيس
جمهور مى شود و يا يكى از اصول گرايان كه در اصل قضيه تأثير ندارد، چون حركات حذفى
و طالبانى رشد خواهد كرد كه ديگر هيچ عرصه اى براى بروز حركات اصلاحى فراهم نخواهد
شد.«(208)
»بيش ترين آمار فرار مغزها متعلق به دوره رياست جمهورى هاشمى رفسنجانى است و ايشان
همواره با استفاده از الفاظ ناشايست، به گونه اى موضع گيرى مى كرد كه احساس نا امنى
در بين مردم، انديشمندان و خواص جامعه فراگير شد. يكى از پزشكان مقيم آلمان، طى
تماس تلفنى با من اعلام داشت كه نامه كروبى تمام صحبت هايى بود كه سال هاست در زبان
ما قفل شده است و اظهار اميدوارى كرد كه كروبى بتواند با طرح ناگفته هاى دولت
هاشمى، نقش مؤثرى در روشنگرى اذهان عمومى ايفاكند.
باعث تأسف است كه خانه كارگر از كانديدايى حمايت مى كند كه كارگران هيچ گاه ديد
روشنى به او نداشته اند و شعار هاشمى مبنى بر »همه با هم كار« يك طرح ارباب و رعيتى
است كه به مفهوم خدمت همگانى براى يك نفر است. بدنه كارگران نمى توانند اين دوگانگى
و اين عوام فريبى سلطه طلبانه را برتابند«.(209)
ديگر عضو وفادار مجمع روحانيون مبارز به كروبى؛ يعنى رسول منتجب نيا نيز همنوا با
محتشمى پور، بادادن نسبت هاى ناروايى به هاشمى رفسنجانى، به تخريب و توهين وى روى
آورد و گفت:
»در بيانيه آقاى هاشمى سه نقطه ضعف بزرگ؛ سياه نمايى وضع موجود كشور، اهانت به ساير
كانديداها، ناكار آمد جلوه دادن عملكرد دولت فعلى، وجود داشت كه در نهايت توهين به
ملت و ضربه به نظام و ناديده گرفتن تمام موفقيت هاى دوران بعد از انقلاب را در پى
داشت.
مردم هنوز مسائل قتل هاى زنجيره اى، برخورد با انديشمندان، تصميم ساقط كردن اتوبوس
خبرنگاران و دگرانديشان و وارد كردن برخى نهادهاى انقلابى و امنيتى در بخش هاى
اقتصادى و دادو ستدهاى اخلال آميز در امور اقتصادى را فراموش نكرده اند.«(210)
بنابراين، اعلام چنين مواضع و اهانت هاى آشكار به آقاى هاشمى رفسنجانى، از سوى
كروبى و دو تن از اعضاى مجمع روحانيون مبارز، زمينه را مساعد كرد تا برخى عناصر
مسؤوليت نشناس، همين روند را در قالب بيانيه و شب نامه و امثال آن ادامه دهند.
اما اين ادعا كه ميلياردها تومان از بيت المال، صرف تخريب وى شده است، سخن گزافى
است و مرتضى مبلغ، معاون سياسى وزير كشور دولت خاتمى، هم سرانجام مصداق اين مصارف
را سى دى هاى دكتر عباسى ذكر كرده كه معلوم نيست - با توجه به استقبال مردم و
سودجويى سى دى فروشان - اصلاً احتياج به هزينه اى بوده تا از بيت المال يا جاى
ديگرى تأمين شده باشد!
سيد مرتضى مبلغ، در پاسخ به سؤال هاى خبرنگار ايلنا، با اشاره به تخريب هاى
انتخابات نهم گفت: »به عنوان مثال چهره اى گمنام پس از ماه ها حضور در تلويزيون به
يك چهره مشهور و شناخته شده تبديل مى شود و بعد در سخنرانى هاى مختلف، تمام اركان
نظام و دستاوردهاى انقلاب را زير سؤال مى برد و CDهاى آن در سطح وسيع تكثير و توزيع
مى شود.
اين فرد مدتى بازداشت و دوباره آزاد مى شود، در حالى كه با برخى افراد كه به مراتب
كمتر از او مرتكب خلاف شده اند، برخوردهاى جدى و قاطعى شده است كه اين به نفع نظام
نيست. تخريبى كه اين فرد و افراد مشابه او نسبت به نظام جمهورى اسلامى، امام ره - و
مقامات انجام داده اند، قابل مقايسه با تخريب هاى كه ديگران كرده اند، نيست و اين
نكته اى است كه توجهى به آن نمى شود.«(211)
بايد سخن روزنامه ى شرق - به عنوان يكى از حاميان انتخاباتى هاشمى رفسنجانى - را
نزديك به واقع دانست كه در سرمقاله اى به قلم حميدرضا ابك، مى نويسد: »كسى منكر
انتشار شب نامه ها و تخريب هاى يكى دو ماه اخير عليه هاشمى نيست. اما اين نيز مسلم
است كه اين شايعات فراگير محصول يك شب و يك هفته و يك ماه نيستند. سال هاست كه
هاشمى در معرض چنين اتهاماتى قرار دارد و شايد اگر او وارد صحنه انتخابات اخير
نمى شد، قضيه به همان روال سابق پيش مى رفت و نياز خاصى هم به بررسى و تحليل آن پيش
نمى آمد.«(212)
ب - تخريب احمدى نژاد
محمود احمدى نژاد تنها نامزدى بود كه در مرحله ى اول به طور آشكار و در مرحله ى دوم
پيدا و پنهان تخريب شد و تخريب كنندگان هم در نهايت بى باكى و با سمت رسمى، بدين
رفتار غير شرعى و غير اخلاقى اقدام كردند كه در زير به نمونه هايى از آن اشاره
مى شود:
آقاى خاتمى، رئيس جمهور وقت، اولين كسى بود كه آشكارا عليه احمدى نژاد موضع گيرى
كرد. در حالى كه وى يكى از نامزدهاى مطرح رياست جمهورى بود، خاتمى به بهانه 20
دقيقه تأخير، به دليل ترافيك سنگين تهران - در جمع دانشگاهيان، در تالار علامه
امينى دانشگاه تهران - با اظهار شكايت از نبود مديريت شهرى كه به محض نزول باران و
برف موجب اختلال تردد در سطح شهر مى شود، گفت: »با آن كه دولت به طور مستقيم، مسؤول
سازمان دهى شهر نيست، اما من باز هم به موجب بسيارى از قصورات و گناهان نداشته پيش
قدم مى شوم و از جانب كسانى كه با چنين مديريت و وضعى شهر را اداره مى كنند
عذرخواهى مى كنم.«(213) اين اظهارات كه تيتر اول روزنامه هاى اصلاح طلب قرار گرفت،
از اين رو حايز اهميت بود كه تا آن موقع آقاى خاتمى، هيچ گاه در قبال تخلفات
شهرداران وابسته به جناح دوم خرداد، موضع گيرى نكرده بود و حتى آن گاه كه با تصميم
نسنجيده ى ملك مدنى )شهردار وقت( مبنى بر توقف فروش تراكم، قيمت مسكن با رشد
بى سابقه اى مواجه شد، صداى اعتراضى از رئيس جمهور برنخاست!
پس از موضع گيرى خاتمى، احمدى نژاد به عنوان شهردار تهران در پاسخ، سخنانى بيان كرد
كه اصلاح طلبان را چون سپند بر آتش بى تاب كرد. وى در جواب خاتمى گفت:
»خوشحالم كه رئيس جمهور محترم از اسكورت و خط ويژه استفاده نكرده و بالأخره يك بار
در ترافيك تهران معطل شده و مشكلات مردم عادى را از نزديك لمس كردند. البته رئيس
جمهور محترم بسيار دير و در پايان دوره خود با مشكلات مردم عادى روبه رو شدند.
البته به آقاى رئيس جمهور، به عنوان يك برادر دلسوز، عرض مى كنم كه سه ماه هم فرصت
كمى نيست و مى توان طى اين مدت، فضا را به سمت خدمت به مردم برگرداند و بنابراين به
ايشان توصيه مى كنم، اين فرصت سه ماهه را قدر بدانند. اگر راه را باز كنند تا قطار
شهرى را برپا كنيم و يا اگر حداقل، دولت بدهى هايش را به شهردارى بپردازد ما به رفع
مشكلات خواهيم پرداخت.«(214)
»شايد آقاى خاتمى از كاخ سعدآباد، در شمال تهران، به سمت دانشگاه تهران حركت كردند
و براى همين در ترافيك گرفتار شدند، در حالى كه اگر دفتر كار آقاى رئيس جمهور در
همين ميدان پاستور باقى مى ماند بيش تر و بهتر با مشكلات مردم آشنا مى شدند. شايد
هم ايشان توصيه بكنند كه كمى دست از نامهربانى ها در مقابل مديريت شهرى، براى رفع
مشكلات بردارند.«(215)
پس از اين سخنان، احمدى نژاد، از هر سو مورد تهاجم و تخريب مطبوعات و شخصيت هاى
اصلاح طلب قرار گرفت؛ از جمله محسن آرمين، عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، در
حركتى دور از نزاكت و از سر تبختر اعلام كرد: »اميدوارم احمدى نژاد از كانديداتورى
انتخابات رياست جمهورى منصرف نشود، به ميدان بيايد تا بعد از انتخابات قانع شود كه
اندازه ى وزنش صحبت كند و نه بيش تر... اصلاً ارزش ندارد در مورد اظهارات
احمدى نژاد صحبتى شود، اگر آدم مهمى بود در مورد اظهاراتش، اظهار نظر
مى كردم.«(216)
على شكورى راد، از شوراى مركزى حزب مشاركت هم، بى خبر از داورى مردم، عليه
احمدى نژاد موضع گرفت و اظهار كرد: »به عنوان يك شهروند تهرانى از رئيس جمهورى كه
داراى پشتوانه 22 ميليون رأى ملت ايران است، به خاطر جسارت شهردارى كه داراى
پشتوانه 2/5 درصد رأى دهندگان تهرانى است، به ساحت ايشان، عذرخواهى مى كنم.«(217)
احمد ترك نژاد، استاندار كرمانشاه، نيز براى جلب نظر مركز نشينان وقت با اهانت به
احمدى نژاد، وقيحانه گفت: »اگر احمدى نژاد رئيس جمهور شود، دهان منتقدين را با سرب
داغ پر مى كند. قباى شهردار براى ايشان گشاد است. زمانى كه احمدى نژاد، به عنوان
شهردار تهران، انتخاب شده، شهردارى را به يك باشگاه سياسى تغيير داد ولى امروز آن
باشگاه به قهوه خانه سياسى تغيير يافته است. البته از كسى كه دوران نامزدى ازدواج
خود را با نامزدى رياست جمهورى مقايسه مى كند توقعى بهتر از اين نمى توان
داشت.«(218)
ج - تخريب قالى باف
محمدباقر قالى باف، از ديگر نامزدهايى بود كه توسط جريان اصلاح طلب، با عنوان
»نظامى گرى« مورد تخريب قرار گرفت. مخصوصاً وقتى احساس كردند كه وى در نظر سنجى ها،
در موقعيت دوم قرار گرفته، اين تخريب ها علنى تر شد.
محمد ابراهيم اصغرزاده، دبير كل حزب همبستگى و نامزد رد صلاحيت شده ى انتخابات نهم،
در ابتداى ورود و اعلام آمادگى اش گفت:
»آرايش نيروهاى فعال سياسى در كشور و سكون و انفعال روشنفكران و دگرانديشان و از
همه مهم تر شما مردم هوشيار اين سرزمين، طمع ورزان انحصارطلب را بر آن داشته است تا
آخرين گام را براى شكست قطعى جمهوريت نظام بردارند، حضور پردامنه افكار نظامى در
اين ميان و بى تفاوتى فرهيختگان، نخبگان و روشنفكران ايرانى، آخرين دستاوردها در
عرصه بين المللى را به چالش آشكار فراخوانده است. شايد اگر خطر ورود نظاميان و
بازگشت چرمى پوشان نبود، در آورد گاهى پاى نمى نهادم كه مى دانم چه سرنوشتى در پى
خواهد داشت. امروز اگر با شما ملت سخن مى گويم و اعلام حضور، براى رقابت انتخاباتى،
مى كنم نه براى كسب قدرت كه به سبب نگرانى از وضعيت خطرناك موجود است.«(219)
»رضاخان نه اولين و نه آخرين نظامى بود كه در اين كشور به قدرت رسيد و رضاخان با
تمامى اقداماتى كه انجام داد، ظرف سه روز كشور را تسليم بيگانگان كرد و نتوانست از
استقلال كشور دفاع كند.... نيروهاى نظامى بعد از انقلاب مورد تكريم مردم بودند اما
اين دليل نمى شود نظاميان فكر كنند مى توانند در عرصه سياسى حضور يابند.«(220)
الهه كولايى، سخنگوى دولت فرضى معين و عضو حزب مشاركت، نيز با حمله به كانديداهاى
نظامى گفت:
»اگر انتخابات رياست جمهورى، آزاد و رقابتى باشد، مردم ايران نظاميان را انتخاب
نمى كنند، اگر يك نظامى در رأس كار قرار بگيرد، در حقيقت به معناى پايان فرايند
دموكراسى در كشور است. دغدغه نظاميان امنيت است، نه دموكراسى. كشورى كه در آن هشت
سال پروژه ى جامعه مدنى اجرايى شده و مى تواند در آن دموكراسى تعميق يابد،
نظامى گرى اختلال جدى در اين روند خواهد بود. زيبنده مردم ايران نيست كه به رغم
تلاش صد ساله براى اصلاحات درونى، به جهت فشار بيرونى بخواهد به اصلاحات تن بدهد،
چون نظاميان نمى توانند در پشبرد دموكراسى نقش داشته باشند، اگر در رأس كار قرار
بگيرند، جامعه ما را در برابر تحميل هاى خارجى بى پناه مى كنند.«(221)
قالى باف در پاسخ اين كسان، مى گفت: »اشتباه آن است كه تصور مى شود، مردم به لباس
رأى مى دهند در حالى كه مسأله مردم، عملكرد افراد است؛ به عنوان مثال من كار كرد
پليس را از حوزه مربوط به دفاع از حاكميت به معناى فيزيكى خود، به برقرارى امنيت
عمومى در حوزه شهروندان تبديل كردم و قضاوت مردم را در اين رابطه مى بينيد. من
شخصيت خود در طول سال هاى فعاليتم در پليس، نظامى نمى دانم، نظامى زدايى هم كردم،
اما با اين وجود معتقدم امروز دغدغه مردم هرگز اين نيست كه كسى كه به صحنه مى آيد
داراى چه لباسى است بلكه اين سوژه بخشى از سياست بازى ها در كشور است.«(222)
»من هم در زمان جنگ دانشجو بودم و به جبهه رفتم، در جبهه رشد كردم و فرمانده شدم و
عضويت در سپاه را هم گرفتم. بنابراين من به يك مجاهد بيش تر شبيه هستم تا يك نظامى.
با كمال افتخار مى گويم در جبهه مسؤوليت هايى را پذيرفتم و ذره اى هم پشيمان نيستم.
نامه فرماندهان سپاه به خاتمى، در زمان كوى دانشگاه، نامه درستى بود و ما نظرات خود
را نوشتيم و بهترين كمكى بود كه مى توانستيم به خاتمى بكنيم. اگر گفته شود كه آن
حركت، حركتى سياسى بود، اشتباه است، چرا كه كارى امنيتى بود.« (223)
عبداللَّه رمضان زاده، عضو حزب مشاركت و سخنگوى دولت خاتمى، نيز در اقدامى
شگفت انگيز به تخريب قالى باف پرداخت و گفت:
»امروز اين افتخار دولت آقاى خاتمى است كه كسانى ]اشاره به قالى باف [كه به او نامه
نوشتند كه كاسه صبر ما لبريز شده و اگر سركوب نكنيد، سركوب مى كنيم، با لباس شيك
جلوى مردم مى ايستند و خواهان تحول هستند، در حالى كه تحول بدون اصلاح طلبى رخ
نمى دهد.«(224)
قالى باف نيز در جواب سخنگوى دولت، گفت:
»احساس مى كنم اصلاً جواب رمضان زاده را نبايد داد و من شأن پاسخ گويى براى او قايل
نيستم. اين ها همان افراد تندرويى هستند كه رفتارهاى گذشته دولت خاتمى را به چالش
كشيده و زمينه به وجود آمدن مشكلات را فراهم كردند. همان كسانى كه ما را سركوبگران
ديروز مى نامند، در سال 83 فعاليت هاى قوى پليس را يكى از سندهاى افتخار خود
دانستند ولى اكنون به خاطر فشارهاى سياسى اين مسايل را بيان مى كنند. مردم ما اين
افراد را به خوبى مى شناسند و اين افراد، فرصت را از دولت خاتمى گرفتند و همان
كسانى كه به دنبال عبور از خاتمى بودند، در همين دو سه ماه آينده نيز مى خواهند
نگذارند كه خاتمى درست عمل كند.«(225)
گفتنى است نامزدهاى ديگر اصول گرايان هم مورد تخريب قرار گرفتند ولى چون حجم تخريب
آنان كم تر بود، مورد بحث مستقلى قرار نگرفتند.
2-2- تخريب هاى مرحله ى دوم
پس از آن كه معلوم شد، محمود احمدى نژاد به دور دوم راه يافته و بايد در ماراتن
نفس گير با مرد قدرتمند ايران، اكبر هاشمى رفسنجانى شركت جويد و در پيكارى نا برابر
قدم بگذارد، ناگاه جنگ احزاب عليه وى سامان يافت و مورد تهاجم و تخريب و ترور شخصيت
قرار گرفت.
احزاب، جريان هاى سياسى و مطبوعاتى با همداستانى اشخاص و خانواده ها، با بهره جستن
از سايت هاى خبرى داخلى و خارجى )اينترنت و اينترانت(، پيام هاى كوتاه تلفن هاى
همراه و مطبوعات زنجيره اى، فضاى انتخاباتى كشور را به طور بى سابقه اى، سياه و
غم انگيز كردند كه در زير نمونه هايى از آن، براى ثبت در تاريخ گزارش مى شود:
سيدمحمد خاتمى، رئيس جمهور، با حمايت تلويحى از هاشمى رفسنجانى، در تخريب احمدى
نژاد گفت: »مبادا شادمانى تاريخى شما كه در انقلاب دوران ساز اسلامى به اوج خود
رسيده است به تلخ كامى نشيند! مبادا كه از حركت پويا براى فتح قله هاى شرف و آزادگى
و پيشرفت بازمانيد و اميدها به نا اميدى گرايد.«(226)
يوسف صانعى نيز در بيانيه اى سرشار از خشم و خشونت نوشت: »مبادا در اين اوضاع آشفته
جهان كه سياست هاى جهانى و منطقه اى به طور گسترده و سريع در حال تغيير است و مواضع
دولت ها دائماً عوض مى شود، خداى ناخواسته حضور كم رنگ مان موجب ضعف دولت و كم بودن
آراى رئيس جمهور منتخب - كه پشتوانه مردمى او يعنى، همان پشتوانه الهى كه »يداللَّه
مع الجماعه« مى باشد - زمينه ساز حكومت اختناق و سرنيزه و حكومت ارتجاع و متحجران و
واپس گرايان گردد و به زحمات امام امت - سلام اللَّه عليه - ملت بزرگوار ايران،
شهداى گرانقدر، جانبازان عزيز، آزادگان سرافراز همه و همه صدمه وثلمه اى
جبران ناپذير وارد شود.«(227)
مهدى كروبى، كه قبلاً گفته بود: »اگر به دور دوم نروم، ديگر فعاليت انتخاباتى
نمى كنم و له يا عليه هيچ كس موضوع گيرى نمى كنم.«(228) با حمايت تلويحى از آقاى
هاشمى رفسنجانى(229)، در تخريب احمدى نژاد كوشيد و گفت: »اگر مردم روز جمعه پاى
صندوق هاى رأى نيايند، »طالبان ايران« قدرت مى گيرد و حتى در خيابان ها، امنيت و
آسايش آحاد مردم و همه شؤون به خطر مى افتد.«(230)
محمد جواد حجتى كرمانى، در اظهاراتى برخلاف شرع و قانون، گفت: »]سپردن زمام رياست
جمهورى به دست احمدى نژاد[ عقلاً و شرعاً حرام است.«(231)
موسوى بجنوردى، محمدرضا توسلى و امام جمارانى نيز با انتشار بيانيه ى مشتركى، ضمن
حمايت از هاشمى رفسنجانى، در تخريب رقيب او سنگ تمام گذاشتند: »ملت بزرگ ايران به
خوبى مى داند كه امروز ايران در آستانه ى يكى از مهم ترين و سرنوشت سازترين
گزينش هاى خويش قرار گرفته است كه تنها با آگاهى و شعور سياسى مردم، امكان عبور از
اين گذرگاه سخت و دشوار ميسر است. شرايط حساس و نگران كننده عرصه بين المللى و
نابسامانى ها و آشفتگى هاى داخلى و از همه مهم تر خيزش انحصارطلبان در تصاحب همه
قدرت و تلاش براى حاكميت تحجر و واپس گرايى وافراطگرى و نفى و نابودى جنبش
اصلاح طلبى، بر همه نيروهاى حامى استقلال و آزادى كشور و نيز براى حفظ و حراست از
جمهوريت نظام و پاسدارى از انديشه هاى والاى حضرت امام خمينى ره - فرض است كه در
دوره دوم انتخابات فعالانه شركت جسته و با همه توان از فرو ريختن كشور در دام
انحصار كامل قدرت و حاكميت جلوگيرى و ممانعت به عمل آورد.«(232)
عاتقه صديقى، همسر شهيد رجايى، نيز با صدور بيانيه اى با تخريب گران احمدى نژاد
همراه شد و نوشت: »در انتخابات اخير رياست جمهورى ايران، متأسفانه شخصيت شهيد
بزرگوار رجايى در سطح وسيع به شكل هاى گوناگون با آقاى احمدى نژاد شبيه سازى شده و
مورد سوء استفاده انتخاباتى قرار گرفته است و اين خود عين بى عدالتى و ظلم است.
چگونه از ابتداى راه با بى عدالتى در رسيدن به قدرت كه به فساد نزديك تر است،
مى توان عدالت را پياده كرد؟... در اين جا نگرانى خود را از يكدست شدن حاكميت،
ابراز و اعلام مى كنم: آقاى احمدى نژاد، سنخيت و نسبتى با شهيد رجايى ندارد.
خانواده شهيد رجايى او را نمى شناسد و با احمدى نژاد هيچ ارتباطى ندارد.«(233)
خانم طباطبايى، همسر شهيد قدوسى هم ،به خاطر سخت گيرى احمدى نژاد در رعايت حقوق
مردم در دوران شهردارى، طى نامه اى سرگشاده به انتقاد از عملكرد وى پرداخت و گفت:
»اكنون زمانى است كه يك بار ديگر شما مردم با احساس مسؤوليت وارد صحنه شويد و راه
امام و شهيدان بزرگوار انقلاب راكه با شعارهاى ظاهرى و عوام فريبانه، تاريك و
نامعلوم شده است، برگزينيد. امروز حمله به بزرگان انقلاب و شاگردان امام و سوء
استفاده از نام شهيدان در قالب هاى جديدى رخ مى دهد تا شما مردم حق را از باطل
نشناسيد.
اين جانب معتقدم، آن چه كه بايد مورد توجه مردم قرار گيرد، شيوه عملى افراد است و
نه شعارها و فيلم هاى تبليغاتى، تعطيل كردن باشگاه فكرى كه هرگز منفعتى غير از خدمت
به اهل انديشه نداشته است، نشان از ضديت يك جريان سياسى با فكر و انديشه است و هرگز
نمى توان اين را، راه امام و اسلام دانست.«(234)
حميد قزوينى، سخنگوى مجمع نيروهاى خط امام، ضمن بيان اين كه مردم در دور دوم
انتخابات رياست جمهورى با حضور پرشور در پاى صندوق هاى رأى و انتخاب هاشمى از
گرفتارى كشور و نظام به دست متحجرين جلوگير كنند، تأكيد كرد: »مردم نبايد اجازه
دهند كسانى كه از كم ترين آينده نگرى و دور انديشى در راستاى منافع ملى، بى بهره
هستند بر سركار بيايند.«(235)
مصطفى معين، كانديداى ناكام جناح تندرو هم نوشت: »اعلام مى دارم كه در مرحله ى دوم
انتخابات شركت مى كنم و با رأى خود به خطر تحجر، خطر مرگ اصلاحات و خطر فاشيسم، نه
خواهم گفت.«(236)
محسن مهرعليزاده نيز با انتشار بيانيه اى، ابراز اميدوارى كرد كه ملت ايران از شرّ
تهديدات خارجى و تحجر و واپس گرايى در داخل حفظ بماند و كشور از آسيب تفكرات تماميت
خواه بسته و انحصارگر كه منجر به نوميدى و ذبح تفكر اصلاحات، مردم سالارى و جلب
مشاركت سياسى مى گردد مصون بماند.(237)
محسن بهرامى، سخنگوى ستاد انتخاباتى قالى باف هم براى اين كه از قافله تخريب
بازنماند، گفت: »اصول گرايان و حاميان احمدى نژاد كه در دور اول انتخابات آراى
قالى باف را به نفع خود مصادره كردند، قصد دارند در دوره دوم نيز به همين روند
ادامه دهند. شايعات حمايت قالى باف و حاميان وى را از احمدى نژاد - در دور دوم
انتخابات - به شدت تكذيب مى كنيم. آن چه مشخص و قطعى است، اين است كه از احمدى نژاد
حمايت نخواهيم كرد، ضمن اين كه احتمال حمايت از آقاى هاشمى وجود دارد.«(238)
حزب مشاركت ايران اسلامى هم، طى اطلاعيه اعلام كرد: »از همه هم وطنان درخواست
مى نمايد، روز جمعه با رأى دادن به آقاى هاشمى رفسنجانى، مانع از بروز فاجعه اى
شوند كه قربانى آن همه ملت و تمام كشور خواهد بود.«(239)
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران نيز اظهار نمود، اين سازمان »بنابر اصول و
ثوابت فكرى سياسى و تحليل مشخص از شرايط حساس كنونى، خطر حاكميت فاشيسم را
اصلى ترين مسأله اين مرحله از مبارزات سياسى - اجتماعى ملت ايران مى داند و على رغم
اختلاف آرا و ديدگاه ها و فارغ از هرگونه چشم داشت و سهم خواهى سياسى، شكست پروژه
تبديل رئيس جمهور به رئيس دفتر را در اين مقطع در گرو حمايت از كانديداتورى آقاى
هاشمى مى داند.«(240)
مطبوعات جريان اصلاحات، نيز هر كدام به نوعى آتش بيار معركه تخريب احمدى نژاد شدند،
كه از باب نمونه، به تيترهاى برخى از آن ها اشاره مى شود.
1 . روزنامه ابتكار: جمعه روز نبرد افراط و اعتدال.(241)
2 . روزنامه همبستگى: مردم نگذارند واپس گرايى بركشور حاكم شود.(242)
3 . روزنامه ايران: مردم به خاطر اسلام و ايران و مبارزه با تحجر و اقتدارگرايى در
صحنه بمانند.(243)
4 . روزنامه جمهورى اسلامى: اعتراض خانم رجايى، به سوء استفاده احمدى نژاد از شخصيت
شهيد رجايى.(244)
5 . روزنامه شرق: صداى پاى اقتدارطلبان.(245) دانشگاه ميليتاريزه خواهد شد.(246)
اقتصاد پوپوليستى در كمين است.(247)
گفتنى است سهم روزنامه شرق در تخريب احمدى نژاد، از ديگر مطبوعات بيش تر بود،
بدان سان كه حاضر شد شب نامه ى سرپا كذبى با عنوان »ويژگى هاى احمدى نژاد از نگاه
حزب اللَّه - كه عليه احمدى نژاد، نگارش يافته بود - منتشر كند.(248) در حالى كه
بنا به گزارش روزنامه سياست روز،(249) اين شب نامه توسط ستاد هماهنگى مركزى آقاى
هاشمى در اصفهان به مراكز مختلف فاكس شده بود و آقاى نوبخت، سخنگو و نماينده ستاد
انتخاباتى آقاى هاشمى در مناظره با دكتر خوش چهره، نماينده ى ستاد آقاى احمدى نژاد،
مى كوشيد اين بيانيه ى جعلى را به طرفداران وى نسبت دهد.
به هر روى دكتر احمدى نژاد، در قبال اين همه جفا و ناجوانمردى در گفت و گو با
خبرگزارى فارس گفت:
»من دو سال است شهردار تهران هستم، استاندار بودم، استاد دانشگاه بودم، 15 الى 16
سال مدير و همراه مردم بودم، اما امروز كه وارد عرصه انتخابات رياست جمهورى شدم. يك
دفعه ظرف دو سه روز از بيرون، داخل، شبكه ها، عناصر اطلاعاتى از بنده يك ديو هفت سر
درست كردند كه اين آخر بدى و زشتى است.
برداشت من اين است كه ظاهراً من وارد محدوده ممنوعه قدرت شده ام؛ عده اى عرصه
مديريت هاى كلان كشور را در انحصار خودشان و هم حزبى ها، خانواده و عوامل خودشان
مى دانند و يك استاد دانشگاهى كه زندگى آن كاملاً معلوم است و آدمى از متن مردم است
و مثل بقيه زندگى مى كند و اصولاً آدمى فرهنگى و مردمى است، اين جرأت را كرده وارد
اين عرصه شده و مردم هم به آن اقبال نشان داده اند، اين يعنى يك گناه بزرگ و
نابخشودنى. يك دفعه ما قاتل و آدمكش شديم كه اگر اين بيايد، در پياده روها ديوار
مى كشد، زن ها را مى زند، دست قطع مى كند و مخالف سرمايه گذارى، كار و تلاش است و
اين كه مى گويد، همه بايد گدا شوند و اين برمى گردد به همان. عده اى احساس مى كنند
با آمدن من يك سلسله از بهره بردارى هاى اختصاصى محدود مى شود.«(250)
يادآورى
در پايان اين گفتار، تأمل در دو نكته بايسته است:
1 . آقاى خاتمى، پس از پايان انتخابات نهمين دوره ى رياست جمهورى، ناخرسندى خود را
از تخريب هاشمى رفسنجانى اعلام كرد و گفت: »ديروز بهشتى، امروز هاشمى و فردا خدا
مى داند چه كسانى مورد اين بد اخلاقى ها قرار مى گيرند.«(251)
اما در انتخابات ششمين دوره ى مجلس شوراى اسلامى كه همفكران و دوستان وى، آقاى
هاشمى رفسنجانى را به شدت تخريب كردند، سكوت اختيار كرد! در حالى كه هاشمى رفسنجانى
مى گويد: خواست آقاى خاتمى بود كه من در انتخابات مجلس ششم شركت كنم.(252)
2 . آقاى هاشمى رفسنجانى، پس از تخريب هاى مجلس ششم و با اين كه بالأخره به مجلس
راه يافت، داوطلبانه از نمايندگى انصراف داد و صحنه را به نفع تخريب گران ترك كرد
ولى در انتخابات نهم، با اين كه ستاد وى آشكارا در تخريب احمدى نژاد مشاركت داشت و
كسان ديگرى وى را تخريب كرده بودند اما در بيانيه اى كه به همين مناسبت منتشر كرد،
آن سان خشمگين و با خشونت سخن گفت كه گويى در اين ملك، هيچ شخص صالحى را براى اندوه
بردن به نزد او سراغ ندارد(253) و تا مدت ها اين كينه جويى را ادامه داد.
آيا براى اين نبود كه در مجلس ششم اگر چه شخص وى تخريب شد ولى قدرت او از بين نرفت
و كارگزاران به عنوان عناصر وفادار به وى در جاهاى كليدى دولت خاتمى حضور داشتند
ولى در دولت احمدى نژاد چنين اميدى وجود نداشت و لذا به نوعى اصلاح طلبان، خودى
تلقى شدند اما اصول گرايان غير خودى!
گفتار ششم : درسهای انتخاب نهم
انتخابات نهمين دوره ى رياست جمهورى، داراى درس هاى فراوان و عبرت آموزى است كه
تأمل در آن ها، هم براى نامزد پيروز و هم نامزدهاى ناكام، بسى سودمند و سرنوشت ساز
است. در اين مقال، به ذكر چند درس مهم بسنده مى شود.
1 . اشتباه تاريخى جريان روشنفكرى
جريان روشنفكرى - اعم از دينى و عرفى - در مرحله ى دوم انتخابات نهم، دچار اشتباه
تاريخى اى شد و با تحريك و اغفال جريان هاى سياسى، به مشابه پندارى ميان انتخابات
نهم و انتخابات رياست جمهورى فرانسه روى آورد و به حمايت بى دريغ از هاشمى رفسنجانى
پرداخت.
در انتخابات رياست جمهورى سال 1381 فرانسه از ميان سه رقيب؛ ليونل ژوسپن سوسياليست
و ژاك شيراك ميانه رو و ژان مارى لوپن راديكال، نامزد جناح چپ )ژوسپن( در مرحله ى
اول از صحنه انتخابات حذف شد و در مرحله ى دوم، جامعه ى فرانسه در برابر دو گزينه ى
راستگرا قرار گرفت، فرانسويان در وفاقى مثال زدنى، با 82/5 درصد رأى ژاك شيراك،
ميانه رو را بر ژان مارى لوپن تند رو با (17/5 درصد رأى( ترجيح دادند تا به گفته ى
روشنفكران وطنى از مرگ جمهورى فرانسه جلوگيرى كنند. در مرحله ى دوم انتخابات نهم،
هم جريان روشنفكرى ايران، با عدم درك شرايط و مطالبات واقعى مردم، به پندار خود با
حمايت از هاشمى رفسنجانى درصدد حذف احمدى نژاد راديكال برآمد و بدين سان ميان
توده ى مردم و طبقه ى روشنفكر شكاف عميقى پديد آمد.
حمايت جريان روشنفكرى از هاشمى رفسنجانى از دو جهت، اشتباه بود:
1 . در صورت پيروزى احمدى نژاد، اين حمايت به جدايى جريان روشنفكرى از توده ى مردم
و مطالبات آنان فرجام مى يافت، كه چنين شد.
2 . در صورت پيروزى هاشمى رفسنجانى، باز هم جريان روشنفكرى دچار زيان مى شد، زيرا
اين طبقه، همواره از موضع نقد قدرت سخن گفته است، حال با حمايت از هاشمى رفسنجانى،
عملاً در موضع تدافعى قرار مى گرفت و براى دفاع از موضع گيرى خود در دوران انتخابات
يا مى بايست تأييد كننده ى عملكرد دولت آقاى هاشمى باشد يا تا مدت ها در قبال آن
سكوت اختيار كند كه در هر دو صورت، به نفع كشور و جريان روشنفكرى نبود!
2 . بطلان ادعاهاى اصلاح طلبان تندرو
اصلاح طلبان تندرو روى سه محور، به طور پيوسته مانور مى دادند و انتخابات نهم،
بطلان هر سه ادعا را به اثبات رساند:
الف - گفتند و نوشتند كه ما آخرين گزينه ى نظام اسلامى هستيم و شعارهاى ما، مطالبات
واقعى مردم است و گزينه ى بعد از ما، براندازان نظام هستند. اما مردم در مصافى
كاملاً دموكراتيك به شعارها و برنامه هاى آنان رأى منفى دادند و آن ها را از صحنه ى
قدرت سياسى بركنار كردند. سيدهاشم هدايتى، عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، در
مقاله اى با عنوان »شكست يا تجربه گرانسنگ؟« نوشت: »ما گفتيم و نوشتيم كه رأى ندادن
ما به اصلاح طلبان يا خطر خارجى را افزايش مى دهد يا به حاكميت مطلق اقتدارگراها به
كشور مى انجامد اما اكثريت مردم قانع نشدند. ما گفتيم و نوشتيم رأى ندادن، گذشتن از
حق طبيعى و قانونى خود به نفع كسانى است كه چندان به مطالبات ما پاى بند نيستند اما
مردم قانع نشدند.«(254)
لذا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، در تحليلى از انتخابات نهم با صراحت گفت:
»پيروزى و انتخاب احمدى نژاد براى خاتمى و دولتش قطعاً معنايى جز شكست ندارد.«(255)
ب - گفتند و نوشتند كه دوران گفتمان و شعارهاى اسلامى به سرآمده و بايد از آن
شعارها و ادبيات دست كشيد يا آنان را بازسازى و تعديل كرد! از اين رودر جريان
انتخابات هم به قول داوود هرميداس باوند: »همه كانديداها، منهاى آقاى احمدى نژاد،
شعارهايى را كه مطرح مى كردند، هيچ كدام بر آن شعارهاى اوليه انقلابى و اصول گرايى
مذهبى تكيه نداشتند.«(256)
در حالى كه در دموكراتيك ترين انتخابات رياست جمهورى، پس از انقلاب اسلامى، گفتمان
عدالت، ساده زيستى و احياى ارزش هاى اسلامى رأى آورد؛ يعنى اين كه هنوز هم مردم
مسلمان ايران، مطالبات واقعى خود را در راه كارها و شعارها و برنامه هاى انقلاب
اسلامى جست وجو نموده، به برنامه ها و شعارهاى وارداتى اعتماد نمى كنند.
ج - در دوران هشت ساله ى اصلاحات، شبهه افكنان، انبوهى از آتش تخريب بر سر انقلاب
باريدند و مدعى شدند درست است كه نسل اول انقلاب به قانون اساسى جمهورى اسلامى
ايران، رأى داده است ولى چه دليلى وجود دارد كه نسل هاى بعد هم به آن ملتزم بشوند،
نسل دوم و سوم كه به آن رأى نداده اند!
اما شركت 57/276/295 نفر طى دو مرحله، در انتخاباتى كه با ساز و كار تعريف شده در
قانون اساسى جمهورى اسلامى سامان يافته بود و رئيس جمهور منتخب، مى بايست در چارچوب
آن فعاليت كند، مُهر تأييد مجددى بر قانون اساسى و نظام جمهورى اسلامى بود، مخصوصاً
اين كه فرد منتخب هم يكى از آرمان گراترين و مكتبى ترين نامزدهاى اين دوره بود.
بنابراين، اين انتخابات رفراندمى بزرگ براى تأييد چندمين باره ى نظام اسلامى و
قانون اساسى و پاسخ منفى اى به مدعيان ساختار شكن بود.
سردبير روزنامه شرق، در اظهار نظرى، هماهنگ با تحليل ياد شده، نتايج انتخابات رياست
جمهورى را در سه امر خلاصه كرد:
«1 . توهم اين كه مردم با نظام قهر كرده اند فرو ريخت.
2 . توهم اين كه مردم ضد دين شده اند فرو ريخت.
3 . توهم اين كه هاشمى همه كاره است، هم براى موافقان او و هم براى مخالفان او فرو
ريخت.»(257)
3 . تحريك اقوام و مذاهب؛ تهديد امنيت ملى
سوگمندانه، در انتخابات نهم، برخى از نامزدها - كه عمدتاً وابسته به اصلاح طلبان
بودند - براى جلب آراى هم وطنان، به تحريك اقليت هاى قومى و مذهبى پرداختند و حتى
آمار و ارقام جمعيت آنان را غير واقعى مطرح كردند و بنابه گفته ى وزير اطلاعات دولت
آقاى خاتمى، قول هايى به آن ها دادند كه مطمئن بودند، قابل عمل كردن نيست.(258)
مصطفى معين، ميثاق نامه ى 15 ماده اى با اهل سنت امضا كرد و هاشمى رفسنجانى نيز در
دور دوم، وعده هايى با آنان در ميان گذاشت.(259)
اما مهدى كروبى، بيش تر از بقيه در اين عرصه تاخت، از سويى با اهل سنت قول و
قرارهايى گذاشت و به آن ها وعده ى پست و مقام داد.(260) از جانب ديگر در پيوند «لر»
و «لك» سخن گفت: «فراموش نكنيد كه من «لر» هستم و با شما مردم «لك» ساكن در
كرمانشاه پيوند عاطفى و خويشاوندى دارم و مرا در پاى صندوق هاى رأى از ياد
نبريد.»(261) و به هر جا مى رفت وعده هايى مى داد؛ مثلاً در استان مازندران گفت:
»در صورت برگزيده شدن، در دولت احتمالى خود وزير مازندرانى خواهم داشت.«(262)
محسن مهرعليزاده نيز همزبانان آذرى اش را تحريك مى كرد و درصدد احياى بابك خرمدين
بود. غافل از آن كه مردم ايران اسلامى كه از اقوام و مذاهب گوناگونى شكل گرفته اند،
سال هاست به طور مسالمت آميز و مهرورزانه در كنار هم زندگى مى كنند و تقريباً
مطالبات يكسانى دارند و همه ى آن ها، آبادانى و سرافرازى كشور خويش را در پرتو
شريعت اسلامى خواستارند. از اين رو تخم كين كاشتن و تحريك اقليت هاى قومى، زبانى و
دينى، كارى برخلاف مصلحت كشور، منافع ملى و آرمان هاى امام خمينى - ره - است و
نبايد اجازه داد كه از اين پس، فرهنگ كشور به اين گونه اغراض آلوده گردد. خوشبختانه
مردم هم به اين وعده هاى انتخاباتى كم توجهى كردند و به كسى رأى دادند كه با نفى
قوميت گرايى و تحريك مذهبى، بر وحدت ملى و حق شهروندى با نگاه اسلامى تأكيد دارد.
4 . محك اصول گرايى
جريان اصول گرايى، واقعيت غير قابل انكار جامعه ى امروز ايران و جانشين جريان
اصلاح طلبى است. انتخابات نهم، بهانه را از همگان گرفت زيرا اگر اصلاح طلبان در
انتخابات دومين دوره ى شوراهاى اسلامى، بهانه ى شكست خود را عدم حضور مردم و در
انتخابات هفتمين دوره ى مجلس شوراى اسلامى رد صلاحيت گسترده ى نامزدهايشان عنوان
مى كردند، در اين دوره هيچ بهانه اى باقى نماند و معلوم شد كه مردم به تفكر
اصول گرايى اعتماد كرده و رأى داده اند.
معيار اصول گرايى، صداقت، امانت و خدمت در سايه ى عدالت است. اكنون حفظ و تداوم اين
جريان، بسيار مهم تر از پيروزى اشخاص است و نبايد ترديد كرد كه پيروزى احمدى نژاد،
پيروزى تفكر اصول گرايى است و در آينده نيز موفقيت يا ناكامى او در اداره ى كشور،
به حساب كل اين جريان، گذشته خواهد شد. از اين رو، اصول گرايى اقتضا مى كند كه
مسائل جزئى و دل خورى هاى زمان انتخابات و تشكيل كابينه، فراموش شود و خط قرمز
موضع گيرى ها، مصالح و منافع جريان اصول گرايى تلقى گردد.
بايد دانست كه امروز چشمان بيدار و نافذ جامعه، در حال رصد كردن اين جريان و عملكرد
آن است و منتظرند ببينند اصول گرايان چگونه دنيا و آخرت آنان را آباد خواهند كرد.
روزگارى شد و كس مرد ره عشق نديد
حاليا چشم جهانى نگران من و توست.
در دوران اصلاحات و توسعه ى سياسى و رواج گفتمان جامعه ى مدنى، دموكراسى خواهى و
حقوق بشر، مردى شتابان از دورترين نقطه ى شهر آمد و نهيب زد كه اى مردم! دين
پيامبران و رسالت رسولان را پاس بداريد.
او آمد تا مهر خاتميت بر پرونده ى توسعه ى اقتصادى و توسعه ى سياسى - با نگاه
يك سويه ى غرب گرايانه - بزند و چشم انداز نوى از رابطه ى انسان با انسان و انسان
با خدا را ترسيم كند و در دوران پسامدرن با نگاه خدا باورانه بن بست مدرنيته را
بگشايد. او آمده بود تا از گفتمان بى بديل انقلاب اسلامى غبار زدايى كند و بر
صاحبان زر و زور و تزوير يورش آورد و ابوذر وار منادى مظلوميت على و عدالت شود.
اين رخداد بزرگ را از زواياى گوناگون و رهيافت هاى متفاوت، مى توان به تجزيه و
تحليل نشست؛ چه اين كه حادثه اى اين سان بزرگ، ظرفيت تفاسير فراوانى دارد و بايسته
است انديشمندان تحليل گر با واكاوى و ارزيابى عالمانه آن، فرصت مصادره ى پيام سوم
تير ماه 1384 را از فرصت طلبان بگيرند و از استحاله يا انحراف آن جلوگيرى كنند.
نويسنده، با كاوشى بايسته، حماسه ى انتخاب نهم را تجزيه و تحليل نموده و كوشيده است
زوايايى از اين حادثه ى بزرگ را بازخوانى كند.
پی نوشت ها:
181) روزنامه مردم سالارى، 28/4/84، ص 11.
182) روزنامه خراسان، 29/3/84، ص 16.
183) روزنامه شرق، 1/4/84، ص 3.
184) روزنامه آفتاب يزد، 1/4/84، ص 2.
185) روزنامه كيهان، 29/3/84، ص 14.
186) روزنامه سياست روز، 2/4/84، ص 2.
187) روزنامه رسالت، 31/3/84، ص 1.
188) روزنامه قدس، 31/3/84، ص 1.
189) روزنامه كيهان، 31/3/84، ص 2.
190) روزنامه سياست روز، 29/3/84، ص 12.
191) روزنامه همبستگى، 30/3/84، ص 1.
192) ر ك: بىپرده با هاشمى رفسنجانى، ص 257-264.
193) روزنامه شرق، (سالنامه 1383) ص 30.
194) روزنامه جمهورى اسلامى، 3/3/79، ص 2.
195) خبرگزارى جمهورى اسلامى ايران، 21/10/78.
196) روزنامه ابرار، 9/11/78، ص 2.
197) هفتهنامه اميد جوان، 10/11/78، ش 161، ص 5.
198) هفتهنامه آبان، 9/11/78، ش 112، ص 3.
199) ر ك: روزنامه صبح امروز، 29/10/78، ص 2.
200) خبرگزارى جمهورى اسلامى ايران، 24/11/78.
201) روزنامه انتخاب، 27/11/78، ص 3.
202) خبرگزارى جمهورى اسلامى ايران، 27/11/78.
203) روزنامه فتح، 7/12/78، ص 2.
204) روزنامه اقبال، 22/2/84، ص 2.
205) روزنامه شرق، 29/2/84، ص 1.
206) روزنامه قدس، 5/3/84، ص 2.
207) روزنامه كيهان، 8/3/84، ص 14.
208) روزنامه شرق، 9/3/84، ص 4.
209) روزنامه كيهان، 10/3/84، ص 14.
210) روزنامه آفتاب يزد، 11/3/84، ص 7.
211) روزنامه مردم سالارى، 22/5/84، ص 2.
212) روزنامه شرق، 13/4/84، ص 2.
213) همان، 8/2/84، ص 1.
214) روزنامه خراسان، 10/2/84، ص 4.
215) همان.
216) روزنامه اقبال، 25/2/84، ص 6.
217) همان، 10/2/84، ص 12.
218) روزنامه صداى عدالت، 18/2/84، ص 2.
219) روزنامه همبستگى، 3/2/84، ص 2.
220) روزنامه شرق، 25/2/84، ص 4.
221) روزنامه ابتكار، 27/2/84، ص 3.
222) روزنامه راه مردم، 4/2/84، ص 2.
223) روزنامه ابرار، 13/2/84، ص 3.
224) روزنامه آفتاب يزد، 15/2/84، ص 2.
225) روزنامه رسالت، 15/2/84، ص 2.
226) روزنامه ابتكار، 1/4/84، ص 2.
227) روزنامه مردم سالارى، 1/4/84، ص 3.
228) روزنامه خراسان، 24/3/84، ص 2.
229) كروبى: «در انتخابات رياست جمهورى اخير من از هيچ شخصى حمايت مستقيم نكردم اما
تلويحاً از بين دو نفر، هاشمى رفسنجانى را انتخاب كردم». (روزنامه آفتاب يزد،
8/6/84، ص 5).
230) روزنامه ايران، 1/4/84، ص 1.
231) روزنامه شرق، 30/3/84، ص 28.
232) روزنامه مردمسالارى، 1/4/84، ص 3.
233) روزنامه ايران، 31/3/84، ص 2.
234) روزنامه همبستگى، 1/4/84، ص 11.
235) همان، ص 2.
236) همان.
237) همان، 30/3/84، ص 2.
238) روزنامه اعتماد، 30/3/84، ص 3.
239) روزنامه شرق، 31/3/84، ص 1.
240) روزنامه صداى عدالت، 30/3/84، ص 2.
241) 31/3/84، ص 3.
242) 1/4/84، ص 1.
243) 31/3/84، ص 1.
244) 31/3/84، ص 1 (گفتني است روزنامه جمهوري اسلامي در اين مقطع، در حمايت از
هاشمي با اصلاحطلبان همموضع شد).
245) 30/3/84، ص 27.
246) همان.
247) همان، ص 11.
248) روزنامه شرق، 31/3/84، ص 25.
249) سياست روز، 1/4/84، ص 2.
250) همان، ص 1.
251) روزنامه آفتاب يزد، 11/4/84، ص 2.
252) روزنامه شرق (سالنامه 1383)، ص 30.
253) ر ك: روزنامه شرق، 5/4/84، ص 1.
254) روزنامه مردمسالارى، 21/4/84، ص 10.
255) روزنامه شرق، 8/5/84، ص 2.
256) ماهنامه نامه، نيمه تير 84، ش 39، ص 10.
257) روزنامه سياست روز، 20/4/84، ص 3.
258) روزنامه جمهورى اسلامى، 26/4/84، ص 3.
259) روزنامه مردمسالارى، 14/4/84، ص 3.
260) روزنامه آفتاب يزد، 14/11/83، ص 2.
261) روزنامه كيهان، 9/3/84، ص 14.
262) روزنامه آفتاب يزد، 19/3/84، ص 2.
|